شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
375
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
مىكند اين قطعه را خواند ؛ معنى مثل اينست كه : آيا فروشندهء بوى مىتواند چيزى را كه روزگار تباه كرده است بهبود دهد ؟ بعبارت ديگر پير با رنگ و بو جوان نشود . نفثة المصدور چاپ دكتر يزدگردى ص 28 و 172 نيز ديده شود . 193 / حاشيه س 9 لدرى ، اين ضبط نسخهء ب م است و غلط است ، همان لورى صحيح است ، در جهانگشاى جوينى ( ج 2 ص 162 ، ترجمهء انگليسى ص 430 ) نيز مذكور است و مستر بويل در باب آن مىگويد قصبهء ناحيهاى بود بنام تشر ، و خرابههاى آن در نزديكى استپانوا ، محلّى در نواحى شمالى ارمنستان شوروى كه به جهت معالجات طبّى و بهداشتى بدان مىروند ، واقع است . لورى ( لرى ) از حدود 370 تا 480 هجرى پايتخت يكى از سلسلههاى شاهان ارمنستان بود . مأخذ مستر بويل كتاب سابق الذّكر پروفسور مينورسكى و كتاب تاريخ ارمنستان گروسه بوده است . 194 / 2 تا 7 ، أسامى امكنه كه در اين فصل راجع بگرجستان آمده است ، قاقزوان و ؟ ؟ ؟ ى ، جائى يافت نشد ؛ اينكه حافظ احمد حمدى در حاشيهء ص 297 احتمال داده است كه قاقزوان همان قاقزان قزوين ( مذكور در معجم البلدان ) باشد حاكى از سادهلوحى اوست ، گوئى تصوّرى از فاصلهء ميان قزوين و گرجستان ندارد ! براى آنكه از گرجستان ( أبخاز ) بجانب اخلاط بروند ظاهرا راه قارص را مىگرفتهاند ، و در اين طريق ناحيهاى بنام Javakheti واقع است ( نقشهء كتاب سابق الذّكر مينورسكى ص 78 ) و در حوالى قارص ناحيهاى بنام Kagizman ( تركيّه مسكون يرلر ، ج 2 ص 571 ) نام برده شده است . احتمال ضعيفى توان داد كه اين دو نام ارتباطى با آن دو نام داشته باشد ، تا تحقيق بيشترى به عمل آوريم .