شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

376

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

194 / 17 مرسوم‌ها بتوقيعات بيرون مىآمد ، ترجمهء جملهء برز المرسوم بالتّواقيع است ، و مراد اينست كه حكم و امر سلطان با توقيع او ، يا حكم و امر بر اينكه فرمانها صادر شود ، بيرون مىآمد - بر حسب اينكه توقيع را اينجا بمعنى امضا بگيريم يا بمعنى فرمان سلطنتى . 197 / 6 چون مرغى كه . . . ، مضمون بيت عربى است كه در اصل عربى آمده است ، و آن جزء قطعه‌ايست از ابراهيم بن هرمه از شعراى دورهء اخير بنى أميّه تا آخر أيّام منصور عبّاسى ، و احوال او در طبقات الشّعراء ابن المعتزّ و الشّعر و الشّعراء ابن قتيبه آمده است و اين قطعه را ابن قتيبه آورده : إتّى و تركى ندى الأكرمين * و قدحى بكفّىّ زندا شحاحا كتاركة بيضها بالعراء * و ملحفة بيض أخرى جناحا نيز رجوع شود به حماسهء بحترى ص 116 تا 117 ( و ملبسة بيض . . . ) و الفتح الوهبى در شرح يمينى ج 1 ص 283 . 199 / 2 طوطق ، بتركى بمعنى لب است ، و اينجا نام شخص است . 199 / ح 1 جنويات و نشّابا ، مترجم تير و كمان آورده ، و ظاهرا درست نيست : نشّاب تير هست و مفرد آن نشّابه است ، و لكن جنويات ( كه تلفّظ آن معلوم نشد چه بوده است ) در كتب تاريخ عربى به سه معناى مختلف ذكر شده است ؛ معنائى كه در اين عبارت منظور بوده است به احتمال قوى « حسك » بوده است ، يعنى پارچه‌هائى از آهن كه به شكل خار سه گوشه ( خار مغيلان ) سازند و در راه لشكر خصم اندازند تا راه بريدن بر ايشان مشكل شود ( از صراح ) ؛ ولى هر دو معناى ديگر نيز در اينجا ممكن هست كه اراده شده باشد ، چونكه هر دو ارتباط