شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
368
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
ديده مىشود در آن عهد هم متداول بوده است و مردم خوشباورى هم بودهاند كه فريب جعّالان را مىخوردهاند . 167 / 12 و 13 باينال و بايملاس ، در جهانگشاى جوينى تاينال و نايماس ( جلد اوّل ص 70 و جلد دوم ص 168 و 204 براى اوّلى ، جلد دوم ص 168 ، 186 ، 188 براى دوّمى ، و با ذكر اختلافات نسخ در همهء موارد ) آمده است ؛ مستر بويل در ترجمهء جهانگشاى به انگليسى قراءت تاينال و تايماس را پذيرفته است ؛ دربارهء تاينال دو مأخذ ديگر نيز نام برده است ، مع هذا باينال را هم محتمل و با نام ديگرى كه در همان دو مأخذ آمده است قابل تطبيق دانسته است ؛ دربارهء تايماس گويد بمعنى « ناگريزنده » و غير فرّار است ، امّا ياتماس بمعنى « بىخواب » نيز قابل قبول هست ( ج 1 ص 90 حاشيهء 14 و ج 2 ص 436 حاشيهء 39 ) . در كتاب حاضر ( 257 / 17 و حاشيه ) نيز اين نام آمده است . أسن طغان هم باحتمال قوى به همين شكل درست است . در باب ساير نامها شايد بتوان در مآخذ مغولى چيزى يافت و شايد هم نتوان . اصلاح كامل اين متن مستلزم چنين جستجوئى است . 170 / 5 يلان نوغو ، چنان كه در همين تعليقات گذشت ( ص 364 ) اسم اين شخص در تاريخ ابن بيبى جزء امراى خوارزمى كه به خاك روم منتقل گرديدند آمده است و آنجا هم يلان نوغو نوشته شده است . در چاپ حافظ احمد حمدى ايلان توغو آمده است و ظاهرا اين أقرب صور بصواب باشد . اسم يك سردار مغولى در تاريخ ابن بيبى توقو آغا آمده است ، و در اين ترجمهء نسوى بعد ازين اسم يكى از پهلوانان جلال الدّين به صورت توغو ديده مىشود ( 241 ) كه در متن عربى يرغو چاپ شده .