شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
369
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
آيا آن توغو همين ايلان توغوست يا كسى ديگر ، نمىدانم . 170 / 11 ديدند ، بمناسبت فعل فرستاده بودند كه در آخر جمله آمده است اين فعل را هم بر حسب قاعده بايست « ديده بودند » آورده باشد تا زمان هر دو يكى باشد . 170 / 18 خان بردى ، مطابق ضبط نسخهء اصل حركات گذاشته شده است ؛ آقاى عدنان أرزى مىنويسد كه بردى ( - وردى ، داده ، چنان كه در كلمات اللّه وردى ، تغرى بردى ، خداوردى و غيره ديده مىشود ) صحيح است ، و گويا بكلّى حقّ با معزىّ إليه باشد . اين اسم به صورت خان بردى در همين كتاب ( ص 265 ) نيز آمده ، و چنان كه پيش ازين در تعليقات ديده شد ( ص 364 ) به صورت خان بيردى در تاريخ ابن بيبى نيز ذكر شده است ؛ در كتاب السّلوك مقريزى نيز خان بردى است ( ج 1 : 316 ) . 170 / 18 اخفش ملك ، نيز 199 / 15 اخش ملك ، آقاى عدنان ارزى حدس مىزند كه احقش ( Ah - kush ) درست باشد ؛ در جهانگشاى جوينى اجاش ملك است ( ج 2 ص 141 ، با اختلافاتى در ميان نسخ ) ، و مستر بويل در ترجمهء خود أخش را ترجيح و بنامى إحاله داده است به صورت اقش كه در كتابى راجع به اويغور آمده است ، و نيز بنام ناصر الدّين اقش ( ب م : اقوش ) كه در متن عربى نسوى آمده ، ولى آن باب يكى از پنج بابيست كه پس از باب 58 ما مترجم حذف كرده بوده است ( ص 177 ح ديده شود ) ؛ و مىگويد ممكنست آق قوش بوده باشد يعنى مرغ سفيد . 171 / 1 كجبوقه ، صحيح آن كچبوقه و كچبوقاست كه در 95 / 4 و 5