شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
341
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
متمكّن شد » ( تاريخ جهانگشاى جوينى ج 1 ص 116 و ج 2 ص 112 حاشيه ، و ترجمهء يمينى چاپ طهران ص 8 تا 11 ديده شود ) . خبر راجع به رئيس جرباذقان جمال باده ( كذا ) ، كه در آثار البلاد آمده است ( چاپ ووستنفلد ص 233 ، و چاپ بيروت ص 348 ) شايد مربوط به جمال الدّين آى ابه باشد . 94 / 11 مسعود بن صاعد ، نيز 128 / 3 ، پسر قاضى صاعد بود ، پدر و پسر از رجال متنفّذ اصفهان بودند و ميان اين خاندان و خاندان خجندى كه در دو سطر بعد نام يكى از ايشان برده شده است در اين عهد منافست و رقابت بود ، و بر حسب اينكه كدام كس بقدرت مىرسيد گاه رئيس آل صاعد و گاه بزرگ آل خجند مورد عنايت ارباب حكومت و اصحاب قدرت مىشد . به اين دشمنى و مخالفت بين دو خاندان ( قاضى و رئيس ) در صفحهء 100 اشاره شده است و باز در صفحهء 128 و 171 تا 172 ( قاضى ) دخالت او در امور عامّه ذكر شده است . خود قاضى صاعد در حدود 599 درگذشت ، و در مدح پدر و پسر قصايد بسيار در ديوان كمال الدّين اسمعيل اصفهانى ديده مىشود . در باب صدر الدّين خجندى و چند تن ديگر از افراد اين خاندان اطّلاعات پراگنده در كتب مختلف يافت مىشود من جمله در رحلهء ابن جبير ( چاپ دوّم لايدن ص 12 و ص 199 تا 201 و ص 220 ) ؛ و تاريخ السّلجوقيّهء عماد كاتب ( ص 219 و 221 ) ؛ و آثار البلاد قزوينى ذيل اصبهان و لنبان ؛ و راحة الصّدور ( ص 421 و 485 ) ، و لباب الألباب عوفى ( چاپ لايدن ج 1 ص 266 تا 268 و 354 و ما بعد ) ؛ و يادداشتهاى قزوينى ( جلد چهارم ص 191 ) ؛ و طبقات ابن كثير ( نسخهء خطّى در كتبخانهء چستربيتى در ايرلاند ، ج 2 ورق 39 پ ) ، و تذكرهء دولتشاه و مآخذى كه در كتب ذكر