شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
320
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
با زين و سر افسار زر و سى سر با زين سيم كوفت و سى سر با جلهاى ابريشم و بيست سر استر با زين سيم و زر » بود ، باز حكايت كرده است ( ص 276 ) كه سلطان به ايلك خان هديهها فرستاد ، از آن جمله « اسپان نامدار با زين و سر افسار زر » . در متن عربى سيره ساخت و طوق و سر افسار مكرّر آمده است ( چاپ مصر ص 77 [ با حاشيهاى ناشى از جهل ناشر ] و 262 و 296 و 303 و 308 و 312 و 342 ) ؛ و نيز در متن تاريخ ابن بيبى ، الأوامر العلائيّه ( چاپ عكسى صفحات 72 و 155 و 159 و 542 و غيره ، نيز چاپ حروفى عدنان ارزى و مرحوم نجاتى لوگال ص 218 و 222 ) 45 / 3 و 4 مرج شايغ ، ظاهرا همان باشد كه بنام پشتهء شايقان ( با نسخه بدل سايقان ، سايغان ، سايغ ) در جهانگشاى جوينى آمده است ( ج 2 ص 132 و حاشيهء مرحوم قزوينى ) . در سفرنامهء ابو دلف نيز بحث از ناحيهاى از نواحى تابع نسا با اسمى شبيه به اين نام شده است ( ترجمهء فارسى 139 تا 140 ) ؛ در باب حرمانى ( يا جرمانى يا حرمانا ) هيچگونه اطّلاعى بدست نيامد ؛ راجع به خرندز سابقا بحث شده است ( ص 289 و ما بعد ديده شود ) . 46 / 16 تا 17 عامل و والى ، چنان كه مؤلّف گويد در خوارزم اين دو لفظ بيك معنى بوده است ، ولى قبل از اين تاريخ عموما ، و در همين ازمنه در ساير نقاط فرق بين عامل و والى وجود داشته است و كم كم لفظ عامل از تداول افتاده است ، امّا اصطلاح « عمل كرد » از معنى عامل بجا مانده است ، يعنى كسى كه مىگماشتند براى جمع و خرج محلّى تا امور مالى آن ناحيه را اداره كند و معاش و مواجب خويش را بحسابى معيّن برداشت كند و باقى را بدولت بپردازد . والى مسؤول