شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

314

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

زمان علم مستقلّى نبود و اهل فن آن را با علم خلاف متقدّمين مىآميختند . اينكه امام فخر رازى رضىّ الدين بخصوص را طرف خويش در مناظره ياد مىكند و او را مغلوب خويشتن مىشمارد شايد بسبب همين شهرت او و شاگردانش باشد بفنّ مناظره و جدل . رجوع شود به شرح حال عميدى در وفيات الاعيان شمارهء 575 ؛ الوافى بالوفيات ج 1 ص 280 تا 281 ؛ تاج التّراجم چاپ بغداد شمارهء 171 ؛ الجواهر المضيئة ج 2 ص 128 ؛ الفوائد البهيّة 200 ؛ تاريخ ادبيّات عربى بروكلمن ، و دائرة المعارف اسلامى ذيل « عميدى » . لفظ جست به همين صورت در ابن خلّكان و صفدى آمده است و ظاهرا كلمهء فارسى بمعنى بحث و تحقيق و تتبّع باشد و نام اين رشتهء علمى باشد كه رضىّ الدين مؤسّس آن و ركن الدين مكمّل آن و صاحب تأليف مستقلّ دران است . ركن الدين كتابى بنام مرآة المعانى فى ادراك العالم الانسانى نيز از ترجمهء فارسى يك كتاب هندى بنام Amrtakunda تأليف جوگى برهمن هندى از اهل بهوچره اخذ كرده بوده است كه ابن العربى بكمك يك جوگى آن را بار ديگر از روى اصل هندى و اقتباس عميدى تصحيح كرده است . كتاب ديگرى نيز بنام حوض الحياة از وى در پاريس موجود است كه موضوع آن فلسفه و طلسمات است . 38 / 8 كربزملك ، ذكر اين شخص در طبقات ناصرى ( چاپ حبيبى ص 365 ) آمده است و در همين تعليقات بعد ازين بمناسبت صفحهء 105 ح 3 ، در مختصر فصل « احوال غزنين قبل از وصول جلال الدين » گفته خواهد شد كه نام صحيح او گويا كربر بوده است . 39 / 5 خطّ منسوب ، خطّى كه به خوبى مثل مىشد و هر كس كه مىديد