شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
313
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
رضىّ الدين اصلا از نشابور ، و ليكن ساكن بخارا بود و حنفى مذهب بود و در حلقهء درس او چهار صد فقيه فاضل حاضر مىشدند ، و وى طريقهاى پيش گرفته بود كه قبل ازو كسى بر آن طريقه نرفته بود ؛ علم مناظره پيش ازو ضبط و قاعدهاى نداشت او آن را نظم و ترتيب داد ، و شاگردان او بدان طريق از همهء دانشمندان زمان خويش برتر شدند ؛ و وى را بر هر كس كه بنام فقيه موسوم است بدين جهت منّت است زيرا كه فقيهان پس از او بر طريقه و قاعدهء او مىروند . اشپرنگر وفات رضىّ الدّين را از تذكرهء تقىّ الدين كاشى سال 598 نقل كرده است ولى بر تواريخى كه وى مىدهد اعتمادى نيست . از كتاب مكارم الاخلاق رضىّ الدين منتخبى در دستست كه آقاى محمّد تقى دانشپژوه آن را بتصحيح و طبع رسانيده و مقدّمهاى بران نوشتهاند . مؤلّف در مقدّمهء آن مىگويد « نثر پارسى شيوهء معهود و طريقهء مألوف اين داعى نبوده است » ، و از ص 139 آن برمىآيد كه در هنگام تأليف آن كتاب در بلخ بوده است . رضىّ الدّين نيشابورى صاحب طريقهاى بود در علم خلاف و مناظره كه بنام او شناخته مىشد و در آن باب كتابى نوشته بود در سه مجلّد ، بنام الطّريقة الرّضويّة ؛ ولى شاگرد او ركن الدّين عميدى سابق الذكر كه اين طريقه را از او فرا گرفته بود آن را تكميل كرد و بنام خود او « الطّريقة العميديّة » مشهور شد ؛ او نيز تصنيف مفردى در آن باب نوشت ( الجواهر المضيئة ج 2 ص 370 ديده شود ) . اركان تلامذهء رضىّ الدين در اين طريقه چهار تن بودند كه جملگى ركن الدّين لقب داشتند و اعظم ايشان همان ركن الدين عميدى ابو حامد محمّد بن محمّد بن محمّد حنفى سمرقندى بود ، و در فنّ خلاف و مناظره استاد بلامنازع بود ، بخصوص در « جست » كه تا آن