شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

263

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

رافعان ، كه افقه أيمّهء عراق بود ، و كتاب وجيز « 1 » را در مذهب امام شافعى رضى اللّه عنه شرحى نيكو ساخته است ، در حبالهء منست ، و از وى سه دختر و دو پسر دارم ، و بحدّ بلوغ و نكاح رسيده‌اند ، و من از اداء مهر جهت پسران و تجهيز و ترتيب جهت دختران عاجزم . پس براى هر دخترى از ديوان قزوين دويست دينار اطلاق كرد ، و براى دو پسر او توقيعى به صد دينار ادرار نبشت كه هر سالى بديشان رسانند . * چون امام زين الدّين سعت صدر و سهولت امر آن صدر مشاهده كرد گفت : پدر پير و مادر عاجز چه گناه كرده‌اند كه از انعام اين حضرت محروم مانند ؟ صد دينار ديگر جهت ايشان نوشت . و اين معنى اگر چه جهت تدبير در مال نوعى از تبذير است ، و كفات مدبّر كه از غايت تشديد مدبر بىتشديداند مستقبح دارند ، امّا در نفس امر مستحسن است . و امثال و نظاير اين قضيّه بسيارست . سماحت و سجاحت تا اين غايت بود ، امّا از آداب كتابت و ادوات كفايت خالى بود ، و از معرفت حساب خبر نداشت ، و از آنچه بوزرا و كتّاب تعلّق دارد صفر اليد بود . اگر يك سطر بپارسى نوشتى از چند گونه سقطه و زلل خالى نبودى . و بر مثال آب زلال سريع الاستحالة و الانفعال بود ، بر دوستى و دشمنى او اعتمادى نبود . با تركان ميلى عظيم داشت ، و در لغت تركى فصيح بود ، و از كبر و فرعنت منزّه و مبرّا بود . ملالت را هرگز به خود راه ندادى . و بر توقيعات سلطانى « الحمد للّه العظيم » و بر * توقيعات ديوانى كه طرّهء آن « الدّيوان الأعلى »

--> ( 1 ) - در نسخهء اصل : كتاب و خبر . كتاب وجيز از غزالى طوسى است و رافعى قزوينى را دو شرح بر آن كتاب هست يكى شرح صغير و ديگرى شرح كبير موسوم به العزيز فى شرح الوجيز .