شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
262
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
[ 84 ] ذكر بعضى از سيرت شرف الملك كريم عظيم بود ، مال پيش او محلّى نداشت ، و بسيار بودى كه از جاى ستدن نستدى ، و نه بموضع صرف كردى . علما و زهّاد را عظيم محترم داشتى ، و جايزه و صله فراوان دادى ، و ادرارات جهت اين طايفه بسيار كردى . و عظيم رقيق القلب و صاحب ذوق بودى ، به كمتر سببى گريهء بسيار كردى ، و در مجلس تذكير اشك او از باران بهار مدرارتر بود ، و در وقت تلاوت قران با اشك روان جان مىداد . و در زمان او نزديك شده بود كه مال ديوان بادرارات مستغرق شود . اگر سلطان در آخر عهد دست او را از اطلاق منع نمىكرد همهء اموال بادرارات و صلات صرف مىشد . و از عادت سلاطين آنست كه ادرارات قديم را مجرى دارند ، تا حدّى كه اگر دشمنى از مال ديوان ادرارى كرده باشد قطع روا ندارند ، و سعى در رفع آن منكر عظيم دانند ، و ادرارات سلطان محمود غازى « 1 » و بعد ازو * فرزندان سلجوق تا زمان سلطان جلال الدّين همچنان مجرى بود ، مردم از پدران و اسلاف مىگرفتند . و ادرارات كه شرف الملك در زمان خود تجديد كرده بود بر ادرارات متقدّمان كه به طول زمان مدوّن گشته بود مىچربيد . روزى شيخ فقيه زين الدّين ابو حامد قزوينى رحمه اللّه در بيلقان به خدمت شرف الملك بتوقّع آمده بود ، من وى را در بعضى از مجالس خلوت به خدمت او رسانيدم . مذكور كلمهاى چند در باب مواعظ القا فرمود ، بيچاره شرف الملك رقّت و گريهء بسيار كرد . آنگه فقيه زين الدّين گفت كه : دختر امام الدّين
--> ( 1 ) - در متن عربى چاپ هوداس : محمد بن سبكتكين .