شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
31
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
درگذشت و پسرش نصرة الدّين ابو بكر بجاى او بنشست حسام الدّين تگينتاش از خوف بگريخت ، و از اموال آنچه بسنين و شهور جمع كرده بود همه بجا بگذاشت و برهنه و عور چون مرده كه از گور منبعث شود بسلطان جلال الدّين * پيوست . سلطان خلخال را با تمامت قلاع و اعمال بوى داد ، و وى در آنجا اقامت كرد ، و بعد از خروج تاتار در سنهء ثمان عشر و ستّمائة كشته شد .