شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

9

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

يك روز قضيّهء وفات توشى خان گفته تقدمهاى چنگز خان را پيش كشيدند ، پادشاه در خشم شد ، فرمود كه دمهاى اسپان را ببرند و از كرياس بدر كنند ، و او را و خانانى را كه متصدّى تربيت وىاند دشنامهاى فاحش دهند ، و لوم و عتاب و * تخويف و تهديد و انواع وعيد تقديم دارند . چنگز خان با دو مربّى خود را عرضهء هلاك يافتند ، و دست از طاعت برگرفتند ، و كلمهء جماعت را به مخالفت پيش باز رفتند .