آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
82
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
بطورى كه برايم تعريف كردند در داخل يك ساختمان مربع شكل كوزهء سفالى بزرگى يافتهاند . قطر جدار اين كوزه بنازكى كاغذ و محتوى آن مقدارى خاكستر آبى رنگ و چند سكهء طلا و بعضى اشياء قيمتى ديگر بوده است و به همين جهت در همهجا آن ديوار را قزلآلان ( كسى كه طلا دريافت مىكند ) مينامند . اين تپههاى كوچك را كه نام بردم نبايد با « يزكا » « 1 » هائى كه تركمنها بعنوان يادگار پرافتخار اجدادشان ميسازند اشتباه كرد . راهنماى من يعنى قزل آخوند با اينكه خيلى عالم بود معذلك از توجه زيادى كه تا اين حد نسبت به ديوار اسكندر ( سد اسكندر « 2 » ) ميكردم خيلى متعجب به نظر ميرسيد و بعقيدهء او اين برج و بارو بامر آن پادشاه مقتدر بوسيلهء اجنه « 3 » ( جن ) ساخته شده است و چون اسكندر مسلمان و از همهء ما مسلمين با ايمانتر و مقدستر بوده ازين جهت تمام اجنه و مخلوقات زيرزمينى خواهناخواه مجبور باطاعت محض از او بودند بلاشك ميخواست رشتهء كلام را بافسانهء چشمهء ظلمات و آب حيات بكشد ولى يك مرتبه ساكت شد زيرا چشمش به من افتاد كه داشتم آجرى را با شدت از آن ديوار مقدس بيرون ميكشيدم و اين كار كوچكى نبود زيرا اين آجرها كه رنگ قرمز روشنى دارند مثل اينست كه با متن ديوار جوش خورده باشند و خيلى آسانتر است كه انسان آنها را بشكند تا اينكه درسته بيرون بياورد . همهء اين نواحى ممكن است روزى موضوع بحثهاى ارزندهاى در باب باستان شناسى قرار گيرد زيرا در تمام اين نقاط نه تنها آثار متعددى از استيلاى يونان هويدا است بلكه علائم ابنيه و تمدن ايران قديم هم همهجا در خاك نهفته است به همين جهت
--> ( 1 ) - yozska ( 2 ) - تاريخ فاتح مقدونى در نزد شرقىها به صورت يك افسانهء مذهبى درآمده و باوجود اينكه عدهاى از نويسندگان شرقى نميخواهند تفاوتى بين اسكندر ذو القرنين ( اسكندر دوشاخ ) پهلوان افسانهاى خودشان و اسكندر رومى ( اسكندر يونانى ) قائل شوند معذلك با اطلاعاتى كه تا حال بدست آوردهام به من ثابت شده كه هردو يك شخص واحد هستند . ( 3 ) - در متن جن نوشته شده .