آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

76

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

ابتدا زن و مادر پيرش را بما معرفى و تقاضاى دعاى خير و طلب آمرزش براى آنها كرد و پس از آن با ساير افراد خانواده آشنا شديم . بعد از آنكه تقاضاى هريك از آنها را انجام داديم بما گوشزد كرد كه درين‌جا رسم است كه مهمان را به چشم نزديكترين خويشاوند نگاه كنند . بنابرين از اين پس ما ديگر در رفت و آمد خود آزاد بوديم و اين آزادى عمل اختصاص به قلمرو خود او نداشت بلكه در تمام خاك يموت ميتوانستيم از آن برخوردار باشيم و اگر كسى به يك موى سر ما ميخواست دست‌درازى كند « كلت » « 1 » ها ( نام عشيرهء مخصوص او ) موظف بودند آن را بطور شايسته‌اى جبران نمايند . او بما گفت شما بايد درين‌جا آنقدر انتظار بكشيد تا قافله‌اى كه بايد به خيوه برود حاضر شود و اين كاملا دو هفته به طول خواهد انجاميد و شما خوبست از اين فرصت استفاده كرده حتى از دورترين ابه‌هاى ما ديدن نمائيد و بدانيد يك نفر تركمن هرگز درويشى را از چادر خود دست خالى روانه نميكند و بسيار بجاست كه خورجين شما پر باشد زيرا تا دوباره به تجديد آذوقه موفق بشويد خيلى راه در پيش خواهيد داشت و مخصوصا چون ميخواهيد خود را تا خيوه و بخارا برسانيد بايد اين نكته را در نظر داشته باشيد . اين آزادى كاملى كه بما داده شده بود عزيزترين آرزوهاى مرا برميآورد زيرا قصد داشتم در گمش‌تپه مدت كوتاهى بمانم و بمطالعهء عادات اشخاص بپردازم و با لهجهء آنها آشنائى پيدا كنم . در روزهاى اول هر وقت خان‌جان يا برادرش يا يكى ديگر از افراد براى گشت و ملاقات ميرفتند منهم با آنها همراه بودم ولى بعدا با حاجى بلال كه مثل دوره‌گردها از چپ و راست ادعيه خير خود را به سوقات ميبرد و حاجى صالح كه از لحاظ كمك‌هاى طبى همه‌جا جايش بود به راه

--> ( 1 ) - Kelte