آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
74
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
زمينىهاست حوصلهاش سرآمده بود . شام شب را باباجان « 1 » پسر دوازده سالهء صاحبخانه آورد و اين شام عبارت بود از ماهى پخته و ماست كه در يك كاسهء بزرگ چوبى ريخته نزد ما گذاشتند . يكنفر بردهء ايرانى كه با زنجيرهاى سنگين بسته شده بود قبلا غذا را نزديك ما آورده بود و سپس باباجان ظرف را از دست او گرفته جلوى ما گذاشت و رفت و پهلوى پدرش روى نيمكت نزديك ما نشست و هردو با لذت به غذاها كه با سرعت در معده ما غيب ميشد نگاه ميكردند . بعد از غذا نوبت نماز شد و حاجى بلال آغاز آن را به عهده گرفت و اندكى بعد موقعى كه ( بسم اللّه ) « 2 » ( اللّه اكبر ) را اداء ميكرد ما هم از او تقليد كرديم و بعد درحالى كه دست بريش خود ميكشيد از طرف همقطاران از خان جان تشكر به عمل آورد . در 13 آوريل براى اولينبار در زير يكى از اين چادرهاى تركمنى كه يموتها آن را چاتمه « 3 » و ساير ايلات آلاچيق « 4 » مينامند از خواب بيدار شدم . شب خوشى كه در زير اين بناى مجلل سبك و قابل نقلوانتقال گذراندم فرح و انبساط فوق العاده در قلبم ايجاد كرده بود . از ديدن اينهمه چيز تازه چنان حالت جذبهاى به من دست داده بود كه توجه حاجى بلال را جلب كرد . او پيشنهاد كرد گردش مختصرى باهم بكنيم و همين كه مسافتى از چاتمه دور شديم مرا متوجه ساخت كه ديگر وقت آن رسيده است كه خلقوخوى افندى را مطلقا بدور اندازم و فى الواقع روحا و جسما درويش بشوم و صميمانه اظهار داشت : شما ناچار متوجه شدهايد كه من و رفقايم در حق همهء مردم دعاى خير ( فاتحه ) « 5 » ميكنيم و شما هم بايد همين كار را بكنيد . من خوب ميدانم كه در كشور روم اين كار مرسوم نيست ولى شما كه ادعاى درويشى ميكنيد اگر در اينجا اين آداب كه خاص درويشانست
--> ( 1 ) - باباجان بمعنى تحت اللفظى « روح پدر » معمولا كلمهايست كه تركمنها بعنوان نوازش دربارهء پسر ارشد خود به كار مىبرند . ( 2 ، 3 ، 4 ، 5 ) - در متن عينا همينطور ذكر شده است .