آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

73

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

عشيره برپا شده بود گرفت و همين كه نظم برقرار شد و بهركدام ، مهمانانى را كه بايد همراه ببرند ، تحويل داد آنهائى را كه براى خود نگاهداشته بود ( يعنى حاجى بلال و من ) به ابه « 1 » ( يا چادر ) خويش هدايت كرد . چون منزل او در انتهاى گمش‌تپه واقع بود بناچار از ميان تمام اردو كه در دو طرف رود گرگان « 2 » واقع شده و قبلا هم متذكر شديم عبور كرديم و اين اردو از چادرهائى كه متصل بهم برپا كرده بودند تشكيل شده بود . وقتى كه خسته و كوفته به آستان منزل او رسيديم آفتاب تقريبا غروب كرده بود و ما كه تصور ميكرديم بالاخره بما اجازهء استراحت داده خواهد شد مجددا دچار يأس شديم . توقفگاهى كه براى ما تعيين كرده بودند عبارت بود از چادر مخصوصى كه دو قدم دور تر از رودخانه برپا شده بود ، ولى هنوز تشريفات مرسوم را ( بايد دو مرتبه دور چادر گردش كرد و هردفعه زير چشمى فواصل چهار گوشهء آن را نگاه كرد ) براى جابجا شدن انجام نداده بوديم كه چادر پر از واردين شده و تا ديرى از شب بيرحمانه ما را سئوال‌پيچ كرده و بستوه آوردند . خود حاجى بلال هم باوجود صبر و طاقتش كه مختص مشرق

--> ( 1 ) - ابه ( در متن ova نوشته شده ) كه ترجمهء صحيح آن چادر است بواسطهء بسط معنى نزد تركمنها اطلاق به يك ناحيه مىشود كه لااقل شامل يك خانه و محوطهء دور آن باشد . ( 2 ) - اين رودخانه كه دورترين سرچشمهء آن در كوههاى كردستان ( Khourdistan ) واقع است از قسمت عمدهء ايلات يموت عبور مىكند كه مساحت آن تقريبا سى ميل جغرافيائى آلمانى ( 120 ميل انگليسى ) مىباشد . يكنفر سوار تا نقطه‌اى پائين‌تر از پيزاراك ( Pisarak ) از روى گدار ميتواند از آن عبور كند . تا پائين‌تر از سرزمين آتاباى هم‌عمق آن خيلى زياد نيست و نيز تا هشت ميل جغرافيائى به گمش‌تپه مانده همان عمق را دارد و آنجا هردو كنارش تشكيل يك باطلاق حقيقى را ميدهند و در تمام خط سيرش خيلى باريك مىشود . در مصب آن و قدرى بالاتر در طول چهار تا پنج ميل جغرافيائى ماهى بقدرى فراوان است كه رنگ آب را تغيير ميدهد و در تابستان به زحمت ميتوان آن را براى آشاميدن مصرف كرد و آنچنان بود كه پس از دو سه مرتبه شست وشو دست و صورت من بوى باطلاق ميداد .