آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

56

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

اسلامى خصوصا چون در ميان دروغ و خيانت بزرگ شده‌اند هميشه در صف مخالف اشخاص ناشناسى كه بخواهند آنها را در موضوعى متقاعد كنند ميايستند و كوچكترين اعتراض از طرف من باعث ميشد كه سوء ظنشان را نسبت به من تأييد كند . ديگر به آن مطلب اشاره‌اى نشد و ما اطلاع حاصل كرديم كه همان شب مالك يك كشتى تركمنى كه به قصد گمش‌تپه بارگيرى كرده بود از لحاظ مذهبى حاضر است تمام قافلهء ما را مجانا حمل كند لذا ديگر كارى نداشتيم مگر آنكه صبح خيلى زود در ساحل حاضر شده منتظر باد مساعد باشيم . حاجى بلال و حاجى صالح و من ، كه بعنوان اتحاد مثلث در بين اين دستهء خانه‌بدوش معروف شده بوديم ، فورا براى ملاقات اين تركمن ، كه موسوم به يعقوب بود ، به راه افتاديم . اين تركمن جوانى بود با قيافهء خيلى متهور و جسور و بمحض ديدن ما با هريك عليحده مصافحه كرد و خواهش ما را ، راجع باينكه 24 ساعت حركت كشتى را بتعويق بيندازد تا بهتر بتوانيم تدارك آذوقهء خود را ببينيم ، رد نكرده حاجى بلال و حاجى صالح او را تقديس كردند و موقعى كه هرسه نفر براى مراجعت از جا برخاستيم او مرا بكنارى كشيده خواهش كرد چند لحظهء ديگر هم نزد او بمانم . لذا از دو مصاحب خود قدرى عقب ماندم تا مقصود او را درك كنم . يعقوب با كمى تشويش به من گفت مدتى است عاشق دخترى از هم‌نژادهاى خود هستم ولى او به من اعتنائى نميكند و يك نفر يهودى كه جادوگر كاملى است و فعلا در قره‌تپه منزل دارد براى علاج اين كار وعدهء يك نسخهء « 1 » ( طلسم ) موثرى را داده است به شرط آنكه برايش سى قطره عطر « 2 » يا جوهر گل سرخى كه مستقيما از مكه آمده باشد ببرم زيرا در فورمولى كه تهيه كرده بايد بدون چون‌وچرا اين عنصر فرعى هم داخل شده باشد .

--> ( 1 ، 2 ) - در متن عينا نسخه و عطر ذكر شده است .