آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

57

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

يعقوب در دنبالهء كلام خود گفت ما ميدانيم كه حاجيها هرگز بدون مقدارى جوهر گل سرخ و عطريات مرغوب ديگر از شهر مقدس مكه خارج نميشوند و چون شما جوانترين رؤساى آنها هستيد اين خواهش را از شما ميكنم و اميدوارم با نظر مساعد به آن توجه كنيد . هرچند از خرافات‌پرستى اين فرزند صحرا بسيار تعجب كردم ولى تعجبم از اطمينانى كه به حرف و وعدهء پوچ يكنفر يهودى شياد كرده خيلى بيشتر بود و چون همراهانم واقعا مقدار كمى از آن جوهر مطلوب همراه داشتند توانستم تقاضاى او را برآورم و خوشحالىاى كه به او ، از دريافت آن دست داد عينا مانند خوشحالى يك بچهء واقعى بود . دو روز بعد ، صبح خيلى زود مجددا به كنار ساحل رفتيم درحالىكه هركدام به غير از كوله‌بار گدائى يك كيسه آرد هم روى دوش و همراه داشتيم . مدتى گذشت تا اينكه يك قايق كوچك موسوم به « تيميل » « 1 » ، كه عبارت از يك تنهء درخت مجوف بود ، ما را به نوبت به يك قايق ديگر كه تركمنها آن را مونا « 2 » مينامند و داراى ظرفيت متوسطى است منتقل كرد . چون آب خيلى پائين بود اين كشتى اجبارا يك ميل دور تر از ساحل لنگر انداخته بود . نقل‌وانتقال از اين كشتى به آن كشتى هرگز از خاطرم محو نخواهد شد زيرا اين تنهء مجوف درخت كه در شكاف آن مسافرين و اثاثيه‌شان بطور درهم‌برهمى جا گرفته بودند ، هرآن ما را به غرق شدن تهديد ميكرد و خدا را شكر كرديم كه واقعهء ناگوارى برايمان رخ نداد . شايد درين‌جا بىمناسبت نباشد ذكر كنيم كه تركمنها دو نوع كشتى دارند : اول « كزبوى » « 3 » كه يك دكل و دو بادبان كوچك و بزرگ دارد و مخصوص حمل بار مىباشد . دوم كايوك « 4 » كه داراى بادبان ساده بوده و معمولا براى دزديهاى دريائى به كار ميرود

--> ( 1 ) - teimil ( 2 ) - mauna ( 3 ) - keseboy ( 4 ) - kayuk [ بايد قايق باشد ]