آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
55
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
قبل بما گفته بودند يك كشتى افغانى كه معمولا عهدهدار تهيه آذوقه براى پادگان روسها مىباشد ، حاضر است از قرار نفرى يك قران ( يك فرانك ) ما را به آشوراده برساند و همين كه به آنجا رسيديم ممكن است در ظرف چند ساعت با كمك تركمنها به گمشتپه منتقل شويم . همچنين بما گفته بودند كه در آشوراده بايد به حيدر خان كه يكى از رؤساى تركمن و در خدمت روسها است مراجعه كنيم زيرا او هميشه حاضر است بحاجيهاى فقير كمك كند و قطعا با روى گشاده از ما پذيرائى خواهد كرد و اين پيشنهادها همهء ما را غرق در مسرت نمود و باتفاق مورد حسن استقبال قرار گرفت . حال بشدت تعجب من بايد پىبرد وقتى كه شنيدم كاپيتان افغانى حاضر به حركت است و با كمال ميل حاجىها را در كشتى خود ميپذيرد ولى حاضر نيست جناب مرا همراه ببرد زيرا بعقيدهء او من يكنفر مأمور خفيه اعليحضرت سلطان هستم و ممكن است وجودم منافع تجارتى او را با روسها بخطر بيندازد . اين اظهارات دردسر بزرگى براى من توليد كرد ولى با كمال مسرت شنيدم رفقايم اعتراض كرده و گفتند اگر كاپيتان در امتناع خود پافشارى كند آنها ترجيح ميدهند منتظر فرصت ديگرى شوند زيرا بهيچوجه حاضر نيستند مرا رها نمايند مخصوصا آن ترياكى كه نامش امير محمد بود بيش از سايرين درين موضوع تظاهر ميكرد . خود آن افغان هم ( كه نامش آقا خان بود ) كمى بعد آمد و اظهار تأسف كرد و وعده داد بهيچوجه اين مطلب را ابراز نكند و در ضمن هم از من تقاضاى سفارش نامهاى براى حيدر افندى داشت . ديدم سياست اقتضا مىكند كه تمام تصورات او را محترم شمارم و فقط اكتفا كردم به اينكه عقايد پوچش را در دل استهزاء كنم و به او وعده دادم چند سطرى به تهران بنويسم و نزد نور اللّه بگذارم و البته اين وعده را فراموش نكردم . خوب تشخيص داده بودم كه نقش حقيقى من يعنى درويشى ، هرچه بيشتر در زير لفافهء شك و اسرار مخفى باشد برايم مفيدتر خواهد بود . شرقىها عموما و فرق