آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

45

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

16 - حاجى صالح خليفه كه در خانات يا شاهزاده‌نشين خقند به دنيا آمده نامزد مقام « ايشان » يعنى عنوان شيخ مىباشد و بنابرين جزو يك تيرهء نيمه مذهبى محسوب ميگرديد . او مرد شريفى بود و بعد از اين مكرر از او صحبت بميان خواهد آمد . پسرش 17 - حاجى عبد الباقى و برادرش 18 - حاجى عبد القادر ملقب به مجذوب « 1 » درين سفر همراه او بودند و از اين جهت او را مجذوب « 1 » ميگفتند كه هرگاه دو مرتبه اسم اللّه « 2 » را بر زبان ميآورد دهانش كف كرده به حالت شوق و جذبه فرو ميرفت و اين همان حالتى است كه اروپائىها آن را صرع مينامند . 19 - حاجى قارى مسعود ( قارى به زبان تركى همان معنى حافظ فارسى را ميدهد يعنى كسى كه قرآن را از حفظ بداند ) كه با پسرش 20 - حاجى غياث الدين و دو نفر ديگر بنام 21 - حاجى ميرزا على و 22 - حاجى احرار قلى همسفر بودند و اين دو نفر زوار هنوز مقدارى از هزينهء سفر خود را كه صرفه‌جوئى كرده بودند در كيسهء خود مخفى نموده و براى اين مسافرت بشركت مركبى كرايه كرده بودند . 23 - حاجى نور محمد سوداگرى بود كه دوازده مرتبه نيابة به مكه رفته ولى حتى يك مرتبه هم سفر مقدس را براى خاطر شخص خودش نكرده بود . از سربالائيهاى سلسلهء البرز يكى بعد از ديگرى بالا ميرفتيم . دوستان جديد كه درماندگى مرا ديدند براى تسكين خاطرم از هرچه از دستشان بر ميآمد مضايقه نكردند مخصوصا حاجى صالح به من دلدارى داد و گفت تمام همراهان با من مثل برادر مهربان هستند و بخواست خداوند همين كه از مرزهاى اين شيعه‌هاى كافر رد شديم به كلى آزاد خواهيم گرديد و در سرزمين تركمن‌هاى سنى كه بالاخره همكيش خودمان هستند مطابق دلخواه راه‌پيمائى مينمائيم . در دل خود گفتم واقعا دورنماى خوشى در پيش داريم و براى اينكه به رفقاى پياده كه از ما جلو افتاده بودند برسم

--> ( 1 ، 2 ) - در متن اين دو كلمه عينا مجذوب و اللّه ذكر شده .