فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
58
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
نيست . من اين مطلب را به حقيقت مقرونتر از عدهء جمعيت تبريز مىدانم زيرا كه تحقيق اين امر به خوبى ممكن است در صورتى كه چون تاكنون هيچگونه سرشمارى صحيحى از شهر به عمل نيامده عمدهء جمعيتى را كه براى تبريز معين مىكنند نمىتوان يقينى دانست . تبريز مركز مهمترين ايالات ايران است و به همين علت ادارهء آن را به وليعهد مملكت مىسپارند و وليعهد تا وقتى كه به كرسى سلطنت بنشيند حكمران آنجاست . غير از اين تبريز اهميت ديگرى دارد و آن وقوع آن است در محل تقاطع راههايى كه متوجه روسيه و عثمانىاند . قوافلى كه از ايران از طريق قفقازيه تا بندر طرابوزان و بحر سياه به اروپا مىروند و ايران را با اين قطعه مرتبط مىسازند از آن مىگذرند . بدبختانه زلزلههاى متوالى تقريبا تمام ابنيهء قديمى را منهدم ساخته و در شهر و در خارج آن در هر گوشه و كنار خرابههاى زياد ديده مىشود بعضى در روى زمين و بعضى ديگر مدفون و مخفى در زير خاك . قابل ملاحظهترين اين ابنيه مسجد كبود است كه امروز در حقيقت ديگر چيزى از آن برجا نمانده و گنبد و سقفهاى آن هم بر زمين فرو ريخته ، فقط چند ديوار از آن برپاست كه تا حدى از دورهء آبادى و عظمت آن حكايت مىكند . قسمتى از آن كه بهتر از همه محفوظ مانده سر در ورودى آن است . اين قسمت كه مرتفع و بالاى آن به شكل قوسى بيضوى است داراى حاشيهاى است مارپيچى از كاشىهاى كبود بسيار خوشرنگ ، اما جزء اعظم نقوش و كثيبهها از ميان رفته است . علت اين كه اين مسجد را كبود مىگويند آجرهاى مينايى است كه زمينهء آنها كبود است و روى آنها نقوشى به رنگهاى مختلف ديده مىشود و شكستههاى آنها در اطراف بنا فراوان است . ديگر از بناهاى قديمى تبريز ارگ آن است كه بنايى عظيم و مستحكم است ، اين بنا چنان محكم بوده كه تاكنون به خوبى پايدار مانده و با وجود سوسمارهايى كه از ديوارهاى آن بالا مىروند باز صورت بالنسبه آبادى دارد . با اين كه شهر تبريز به مناسبت مقدم اعليحضرت آن جوش و خروشى را كه شايسته است ندارد باز در تجليل ورود و اقامهء مراسم تشريفاتى به حكم اجبار شركت نموده