فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
31
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
سفر دور و دراز از راه خشكى شويد . من هم با اظهار تشكر از اين حسن نيت به او گفتم كه چون مزاجا ضعيف نيستم از رنج سفر خشكى باكى ندارم . امين السلطان ديگر جوابى نگفت و تبسمكنان مرا به مقر اعليحضرت برد و به من اطمينان داد كه حادثهاى كه براى من پيش آمده چندان مهم نبوده است . شاه شست خود را به من نشان داد و اظهار تألم بسيار كرد ، ديدم ، فقط سر آن مختصر ضربتى ديده ، آن را در ظرفى پر از يخ گذاشتم و طولى نكشيد كه درد ساكت شد . شاه كه تا اين وقت ساكت بود تعجب و رضامندى خود را از اين حال بيان كرد و براى حواشى خود تفصيل پيشآمد را حكايت نمود سپس به من اجازهء مرخصى داد و گفت كه فردا ساعت يازده موقع معمول غذا خوردن او به حضور بيايم . لزوم حضور يافتن من در اين ساعت نزد شاه مانع حركت من با مسافرينى بود كه بايد در همين ساعت پيش از ديگران رهسپار شوند و همين كيفيت توطئهاى را كه بر ضد من ترتيب داده شده بود بر هم زد و نقشهء مخالفين نقش برآب شد . امين السلطان مطلب را دريافت و اگر چه باز هم مورد لطف او قرار نگرفتم اقلا دانستم كه او قادر به آزار من نخواهد بود . من از خيلى پيش به تجربهء شخصى دريافته بودم كه در محيطى كه من در آنجا زندگانى مىكنم عنايت شاه همهء قيافههاى عبوس را نسبت به من بشاش خواهد ساخت به همين نظر دريافتم كه در اين مرحله نيز پيشرفت اولى مرا حاصل شده است . اندكى نگذشت كه همانطور كه من پيش بينى كرده بودم شد به اين معنى كه شب آن روزى كه به مدد اتفاق از بلايى رهايى يافتم ميرزا نظام سرتيپ به من اطلاع داد كه من در تمام مدت مسافرت بايد در ركاب شاه باشم و كمى بعد اعتماد السلطنه وزير انطباعات به من گفت كه من و او به امر شاه بايد در يك كالسكه سفر كنيم . ميرزا نظام و اعتماد السلطنه هر دو زبان فرانسه را به خوبى تكلم مىكنند به همين علت اولى مترجم امين السلطان است و دومى مترجم شاه و اين انتخاب كاملا بجا بوده است . ميرزا نظام تحصيلات خود را در فرانسه به انجام رسانده و با كمال توفيق از مدارس دار الفنون و معدن فارغ التحصيل شده و اعتماد السلطنه هم سابقا سمت منشىگرى