فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

32

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

سفارت ايران را در پاريس داشته مرد فاضلى است و در تاريخ و ادبيات مملكت خود تبحر دارد و تحت اسم خود يعنى محمد حسنخان تاكنون چند كتاب ذى قيمت منتشر كرده و من از اين كه چنين همسفرى دارم و از صحبت‌هاى شيرين او استفاده مىكنم خوشحالم . 5 سپتامبر - 9 محرم ساعت نه صبح از ولاد يقفقاز بيرون آمديم و كالسكه‌هاى سه يا چهار نفرى كه هر يك به چهار اسب بسته بود از شهر خارج شدند . كالسكهء اعليحضرت از همه پيش‌تر مىرفت و شاه تنها در آن نشسته بود ، بلافاصله كالسكهء عزيز السلطان سوگلى شاه بود پس از آن كالسكهء پيشخدمتان و اعضاى خلوت سپس كالسكه‌هاى امين السلطان و آجودان و منشيان او ، بعد كالسكهء مخصوص ما و بعد از آن ده دوازده كالسكهء ديگر . اسب‌ها كه چهار نعل مىرفتند در فاصله‌اى نزديك به نيم ساعت جلگه‌اى را كه بين شهر و كوهستان فاصله بود طى كردند و از نزديك قله‌اى كه حافظ مدخل كوهستان است گذشتند بعد به گردنه‌اى كه از اطراف آن چندين نهر آب بسيار صاف از ميان سبزه‌زار خرمى مىگذرد داخل شديم . راه در امتداد ساحل چپ نهر ترك سر بالا بود و اسب‌ها بدون آن كه از سرعت سير خود بكاهند اين راه را طى مىكردند تا اين كه به اولين ايستگاه رسيديم . اين محل در ميان سرزمين مرتفعى قرار داشت كه دورادور آن را تپه‌هاى پردرخت احاطه كرده بودند . عرض رودخانهء ترك در اين محل بسيار زياد است ولى هر قدر جلوتر مىرويم عرض آن و عرض دره‌اى كه در آن جارى است كم مىشود تا آن كه به صورت سيلاب خروشندهء مهيبى درمىآيد و در اين قسمت چندين پل محكم آهنى بر روى آن بسته‌اند كه ما از آنها گذشتيم . شكافى كه حكم بستر اين رودخانه را دارد عميق است و كناره‌هاى آن به قدرى بلند است كه در حكم حصارهاى مرتفعى است و چشم از ديدن آن خيره مىشود و در بعضى مواقع به قدرى دو كنارهء دره به يكديگر نزديك است كه براى عبور غالبا مجبور شده‌اند كه در ميان صخره‌هاى مشرف به رودخانه راهى بكنند ، با تمام اين احوال مسير و نهر و راه هر دو در اين قسمت‌ها بسيار تنگ است .