فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
28
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
خانهء بزرگ دو طبقهاى است كه در آن مدرسهاى جهت تربيت صاحب منصبان جزء تأسيس شده . هنوز ناهار ما تمام نشده بود كه دو فوج نيزهدار را ديديم كه براى سان دادن به جلوى اعليحضرت آمده بودند . من پيش خود اين سواران چالاك و موهاى سياه آنها را بىاختيار تحسين كردم . از اينجا تا اسنامنكا « 1 » ابتدا چند تپه ديديم سپس رشتهء آبادىها قطع نشد ليكن تا دلينسكايا « 2 » كه شب فرارسيد آبادىهاى مزبور همه شباهت به يكديگر داشت . 1 سپتامبر - 5 محرم صبح كه از خواب برخاستيم چشمان ما باز به همان دشتهاى حزنانگيز بىجمعيت و لم يزرع و همان باد و غبار باز شد . از ساعت يازده تا ظهر در ايستگاه ياسنوواتايا « 3 » در زير طوفان و باران شديدى نهار خورديم و خوشوقت بوديم كه اين باران لااقل ابر غبارى را كه ما در ميان آن سفر مىكرديم از هم بشكافد . نزديك ساعت چهار پس از آن كه چند ورستى را در اراضى پست و بلند سير كرديم به سرزمين قزاقهاى دن وارد شديم و نزديك ساعت نهار به بندر تاگانرگ « 4 » كه بازار عمدهء معاملهء گندم در كنار بحر آزف است قدم گذاشتيم . موقعى كه صبح روز دوم سپتامبر از خواب برخاستيم هنگامى كه قطار از نهر قوبان مىخواست عبور كند و سواحل بعيد آن را به چشم مىديديم ملتقت شديم كه از شهر رستوف خيلى دور شدهايم . ظهر را در نيكولايوسكايا « 5 » غذا خورديم در حالى كه باد شديد از جهت جنوب غربى مىوزيد . بعد از ظهر از طرف مشرق خطى افقى و مرتفع به چشم ما خورد كه چون خيلى از ما دور بود قلهاى در آن نمىديديم و از ديدن آن يقين كرديم كه سلسله كوهى است و ما به افقى نزديك مىشويم كه با منظرهء جلگههاى بىپايانى كه ديده بوديم فرق دارد و افق ما رو به تغيير است . راه در ميان علفهاى بلندى
--> ( 1 ) . SnamenKa ( 2 ) . DolinsKaia ( 3 ) . Iassenovtaia ( 4 ) . Taganrog ( 5 ) . NiKolaievsKaia