فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

23

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

وليعهد اطريش كه در 30 ژانويه 1889 اتفاق افتاده بود يا به عللى ديگر ميل داشت كه شاه ايران هر چه زودتر از وينه برود و اين بىميلى را ممكن بود از طرز دست دادنش كه فقط با فشار كمى انجام گرفت حدس زد . روز 25 در كاهلنبرك « 1 » كه از آنجا شهر وينه و شط دانوب منظرهء زيبايى دارد گذشت در اينجا من به آرشيدوك برخوردم كه فوق العاده عصبانى و دلخسته بود كه چرا نمىتواند با شاه ايران به فرانسه يا آلمانى تكلم كند . وى بعد از اين كه نتوانسته بود به آلمانى با شاه صحبت كند به زبان فرانسه خواسته بود كه شرح مناظرى را كه در مقابل نمايان بود بيان نمايد ولى هر با متوجه مىشد كه شاه نفهميده است . حقيقت قضيه اين بود كه شاه به زبان فرانسه كم آشناست و در تكلم به آن عاجز است ، كلماتى مقطع ادا مىكند و گاهى هم جملهء كوتاهى مىپراند ولى نمىتواند بىوسيلهء مترجم به مكالمه ادامه دهد . خوشبختانه من سابقا در سر فرصت شهر وينه را در سال 1874 ديده و در سال 1888 هم تجديد ديدارى از آن كرده بودم اين است كه اين دفعه چندان وقتم تنگ نيست وينه اگر چه روزبه‌روز بر زيبايى آن افزوده مىشود باز هنوز يك شهر اشرافى است به همين نظر يك نفر پاريسى خود را در آنجا غريب مىيابد چه در اينجا بولوارهاى پاريس و زندگانى شب‌هاى آن را به هيچ وجه نمىبيند مثلا در ساعت ده شب ديگر هيچ تماشاخانه‌اى باز نيست كوچه‌ها خلوت است و ساكنين شهر همه در خانه‌هاى خود به صرف شام مشغولند . 26 اوت - 28 ذى الحجه از وينه پايتخت امپراطورى به بوداپست پايتخت مجارستان رفتيم . همه مىدانند كه ممالك اطريش و مجارستان مركب از چندين مملكت كوچك و بزرگ است كه سر هم رفته مجموعهء آن بىشباهت به لباس وصله وصله‌اى دهاتىها نيست . بر روى دانوب به كشتى بزرگ « ايريس » كه در اختيار ما گذاشته شده بود سوار شديم و ساعت هشت صبح وينه را ترك گفته در طى دوازده ساعت به جانب بوداپست پيش

--> ( 1 ) . Kahlenberg