فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

24

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

رانديم و سفرى طويل و يك‌نواخت را به انجام رسانديم اگر چه جزاير پر درختى كه در سر راه است مخصوصا لوباو « 1 » در حد خود زيباست ولى چون چشم‌انداز انسان را محدود مىكند خالى از لطف به نظر مىرسد . هاين بورگ « 2 » به علت حصارها و برج‌هاى قديمى كه دارد قابل توجه است همچنين قدرى پايين‌تر خرابه‌هايى كه برفراز صخرهء تيزى واقع است بىتماشا نيست . در رسيدن به شهر پرسبورگ « 3 » دانستيم كه به خاك مجارستان قدم گذاشته‌ايم . اگر چه تاج زرين سلاطين قديم مجار همچنان بر فراز كليساى مخصوص اين پادشاهان مىدرخشد ليكن قرن‌هاست كه ديگر پادشاهى از نژاد مجار در اين محل تاجگذارى نكرده و مجارها از نعمت استقلال محروم شده‌اند و همه نيز از اين پيش آمد متأسفند . از اين محل تا بوداپست سواحل شط هموار است و مناظر اطراف تقريبا عين همان مناظر سابق است جز اين كه در بعضى نقاط مثلا در قسمت بين گران « 4 » و وايتزن « 5 » معبر شط چون از ميان دو كوه گچى مىگذرد تنگتر مىشود . بر روى هم مناظر اين سواحل هر قدر هم زيبا باشد باز چيزى نيست كه خاطر فريب شود و ملالتى را كه از كند رفتن كشتى دست مىدهد از ياد ببرد . 27 اوت - 29 ذى الحجه پايتخت مجارستان شهر بزرگ و زيبايى است و از دو شهر كه هر يك بر يك طرف دانوب ساخته شده مركب است - اولى يعنى « بودا » در ساحل راست مشرف بر دانوب بنا شده و محلاتى كهنه و قصر عظيمى از ابنيهء قديمه دارد كه تركان عثمانى چندين بار آن را خراب كرده‌اند . شهر ديگر يعنى « پست » بر عكس داراى محلاتى تازه‌ساز است و تقريبا تمام فعاليت پايتخت مجارستان در اين قسمت صورت مىگيرد . دو شهر بودا و پست را پل معلقى به يكديگر مرتبط مىسازد و در حقيقت اين پل آنها را به صورت شهر واحد عظيمى در مىآورد .

--> ( 1 ) . Lobau ( 2 ) . Hainbourg ( 3 ) . Persbourg ( 4 ) . Gran ( 5 ) . Waitzen