شمس الدين رشديه

95

سوانح عمر ( فارسى )

مرحله تازه ، انتشار روزنامه رشديه از حسن استقبال مردم در خريد كفايت التعليم بسيار مشعوف بود ، زيرا كه توانسته بود بدين وسيله مطالبى را به اطلاع مردمان رسانده مغز آنها را با افكار تازه‌يى آشنا كند . هرچه فشار دولتيان بر مردم زيادتر ميشد ، بيشتر بفكر آزادى ميافتادند و بازار رشديه و همكارانش گرمتر ميشد . رشديه براى اينكه با جامعه تماس بيشترى داشته باشد ، درصدد انتشار روزنامه‌يى برآمد . با مشكلاتيكه برايش ميتراشيدند بالاخره امتياز مجله مصور « مكتب » را گرفت . چنان كه از اسمش پيدا است ، مربوط بمكتب و امور مربوطه به آن بود . ولى دست‌كمى از تنبيه الغافلين و ارشاد الطالبين كفاية التعليم نداشت . از شماره اول سه هزار نمره چاپ شد ، به همه خواستاران نرسيد . از شماره‌هاى بعد ، از هريك چهار هزار نمره طبع و منتشر ميشد . اكثريت خواص بلكه پاره‌يى از طبقه دوم هم با افكار رشديه آشنائى پيدا كرده ، هر نشريه‌ئيكه بنام او بود خريدارش بودند . و شماره‌هاى مجله هم از چاپ درنيامده تمام ميشد و همه‌جا مراتب ادب و احترامات ظاهر حفظ ميشد . در شماره دومش تصوير مظفر الدين شاه را چاپ ، و پس از تصوير شاهانه چند بيتى از قصيده و طنيه‌اى را كه دكتر قاسم عليخان مسرور ، از خواص و اصحاب سر رشديه سروده بود درج كرده ، اذهان را براى شنيدن حرفهاى تازه آماده ميكرد . و در شماره چهارم تصوير عين الدوله را چاپ و آن قصيده را تماما درج نمود . يك قسمت مندرجه در شماره 2 از قصيده وطنيه خواست شاهنشاه ايران ساز دارد انجمن * فتح مكتب كرد برابر از راى خويشتن انجمن نبود مگر اجزاى علمى مجتمع * انجمن مكتب بود پى ريب مكتب انجمن از كسان خوش برابر از راى اقدسش * منتخب فرمود از دربار صدرى ممتحن آنكه گوئى گفت او را چند صد سال ز پيش * اوستاد ما منوچهرى در اين شيرين‌سخن علم او چون كوه و اندر كوه كهنوامان * طبع او چون بحر و اندر بحر او در فطن