شمس الدين رشديه
23
سوانح عمر ( فارسى )
رشديه در ايروان و اولين مدرسه ايرانى طرز تعليمات دانشگاه فرانسويان بيروت در وضع آموزش مدارس آنجا هم موثر واقع شده ، مدارسى از خود بيروتيان به همان نحو اداره ميشد ؛ و اين مدارس هم اسلامى بودند هم متجدد . رشديه در سال 1298 ، داخل يكى از اين مدارس شده تحت نظر معلمان تربيت يافته فرانسويان ، بفراگرفتن اصول تعليم و آشنائى به طرز تعليمات جديد پرداخت ، و دو سال سرگرم اين كار بود و طرفى كامل بست . نزديك سال 1300 ، بعزم تاسيس مدرسه در ايران ، بيروت را ترك گفت و از راه اسلامبول عازم ايران شد . در اسلامبول از مدارسى كه با اصول جديد اداره ميشدند ، ديدن كرده سازمان آنها را پسنديد و بخاطر سپرد . در اسلامبول بخاطرش گذشت اول به ايروان كه برادر مادريش ، حاج آخوند در آنجا بود رفته ، بكمك او جهت ايرانيان آنجا يك مدرسه اسلامى تاسيسى كند . رفت و توفيق كامل يافت چهار سال اين مدرسه دائر بود . رشديه در اين مدت با استفاده از تشكيلات مدارس روسيها ، روزبروز بر رونق مدرسه خود ميافزود ، و مدرسه مورد توجه و استقبال مسلمانان بخصوص ايرانيان مقيم آنجا گرديد و كر و فرى راه انداخته ؛ خود نيز در اين كار كاملا ورزيده و باتجربه شده بود . از اين سفرها و اين ممارستها و اين آزمايشها ، بزرگترين هديهايرا كه براى وطن و هموطنانش فراهم آورده بود الفباء صوتى بود كه از ابتكارات پرقيمت آن شادروانست در تقسيم كلمات يا هيجى صداى حروف را تجزيه و تركيب ميكرد . مثلا در كلمه بار ، ميگفت ، « ب - ا مىشود با - ر - مىشود بار . » و نميگفت ، « ب بصداى الفى با و بصداى جزمى ر مىشود بار . » در كلمه تبر ، ميگفت ، « ت ت مىشود ت + ب ت مىشود ب + تب + ر مىشود تبر . » و نمىگفت ، « ت زبر ت - ب زبر ب - ر جزمى ، تبر . » كمكم چنين گفته ميشد ، « ت - ت ا ب - ب تب ر تبر . » به اين ترتيب شاگرد همانرا مينوشت كه ميگفت ، و براى تشخيص حروف هر كلمه صداهاى آن را از هم جدا كرده مينوشت ، و كودك از گفتن اسم حروف و مطالبى كه هيچ نمىفهميد آسوده شده بود . روزى از پدر شادروانم شنيدم كه ميفرمود ، « خدمت بزرگ من تاسيس مدرسه در ايران نيست ، و اگر من اين كار را نميكردم دير يا زود ديگرى اين كار را ميكرد .