شمس الدين رشديه
110
سوانح عمر ( فارسى )
شد و كتاب سياست ما ورق خورده صفحه تازهيى باز شد . چه صفحه بسيار قشنگ زيبائى ، نقاشى شده ! مينياتور ، دلربا ، روحانگيز ، فرحافزا ، جذاب ، چنگ بدلزن . چه اشكهاى نشاطى كه بپاى اين صفحه زيبا ريخته شد ! پرده مشروطيت بالا رفت و شاهد گلعذار حريت از طرف قاطبه ملت استقبال شد . صداى هلهله و قيحه نشان به آسمان رسيد ! چه شاهد رعنائى ، چه عروس دلارائى ! جانها نثار قدومش شد . خون جوانان سرخاب رخش گرديد . شب تاريك بسر آمد ، و صبح اميد از افق اقبال دميد . نسيم بهارى وزيد ، بستانها طراوت ديگرى يافت ، درهاى اميد باز شد ، سالهاى آرزو بدست جانبازان عزيز در اين سرزمين حسرتزا نشانده شدند . اين نهالها بزرگ شدند و شاخه در شاخه افكندند . همه ميگفتيم كه گلستان ما ديگر زوال و انحطاط نخواهد ديد . همه ميگفتيم . . . ! ! صبح اميد كه شد معتكف پرده غيب * همه در سايه گيسوى نگار آخر شد آنهمه ناز و نعم كه خزان ميفرمود * گو برون آى كه كار شب تار آخر شد شكر ايزد كه باقبال كله گوشه گل * همگى در قدم باد بهار آخر شد كه پريشانى شبهاى دراز و غم دل * نخوت باد دى و شوكت خار آخر شد اگرچه همه خواستههاى خواستاران سعادت ايران حاصل نشد ، و زيروبمهاى ناجورى به گوش خورد ، و گوش جان و گوش دل و گوش سر را آزار فراوان داد ؛ همه اينها هزار شكر ، صد هزار شكر . . ! خواننده عزيز ، اجازه بده همينجا اين مطلب را رها كنم و ديگر گرد آن نگردم . اگر صلاح بدانيد بد نيست تا رشديه در راه كلات است و اين راه طولانيرا طى مىكند ، سرى به دار الفنون بزنيم و اين رساله را بنام نامى امير كبير و ذكر اثر رخشانش زينت بخشيم . چون اين رساله در بنيانگذارى فرهنگ نوين است ، و الحق پيشواى اين راه و گشاينده در سعادت به روى ايرانيان ، امير كبير ميرزا تقى خان فراهانى است و بزرگترين يادگار او دار الفنون مىباشد ، سزاوار است چند صفحهئيرا به آن تخصيص داده ، فهرستوار اطلاعاتى در اختيار خواننده گرامى بگذاريم . دار الفنون ؟ آرى دار الفنون ، اين بزرگترين كانون فرهنگ ايران ، اين مهد تربيت معلمان ، اين كعبه آمال همه ايرانيان ، اين قبله اميد اميدواران ، اين موسسه گرانبهائى كه همدوش دار الفنون وين و پاريس بوده در سال 1266 هجرى قمرى ، بدست آن نابغه جهان ، كه بقول مستر براون مورخ شهير انگليسى ، بزرگترين نوابغ عصر خود بوده است بنيان گذارده شد . دار الفنون مطابق دار الفنون و پلىتكنيك وين داراى شش شعبه : رياضيات و مهندسى و طب و دواسازى و طراحى و امور معدنشناسى و زبانهاى خارجه و نقاشى و نظام بود . و تمام لابراتوارها يعنى آزمايشگاه آن ( فيزيك ، شيمى ، تاريخ طبيعى ، نقاشى ) عينا با همان اسبابهاى لابراتوار وين مجهز بود . بعدا شعبه خاصى هم براى ادبيات و فقه و فلسفه و غيره بر آن افزودند . و جز شعبه نظام كه در عمارت مجاور دار الفنون