شمس الدين رشديه

111

سوانح عمر ( فارسى )

بنام مدرسه نظام بود ، بقيه در محل دار الفنون و اطاقهاى فوقانى مجاور خيابان ناصريه ( ناصر خسرو ) اداره ميشد . ولى در افتتاح اين دار العلم بانى و پايه‌گذار آن از دنيا رفته بود ، يعنى دست جنايت اجنبى از آستين پليد مهد عليا بيرون آمده ، دست آن نابغه را از دامن زندگى كوتاه كرده بود . يكى از مورخان محقق فرانسه مينويسد : « امير كبير مانند شارلماين و سزار براى زنده كردن ملت و ترقى دادن ايران و ايرانى بوجود آمده بود ، بسيار جاى تعجب است كه قبل از اجراى نقشه‌هاى اصلاحى خود از دنيا رفته است . » ( نقل از تاريخ ذكاء الملك . ) معلمان از اطريش و آلمان مىآمدند ، چون زبان فرانسه زبان علمى و ديپلماسى جهان بود اغلب استادان استخدامى به زبان فرانسه آشنائى داشتند . همان انگشت شياطين الانس كه همه سازمانهاى مقدس و پرارج امير كبير را درهم ريخت ، سازمان دار الفنون را هم بتدريج انگشتها رسانده آن شالوده متين و استوار را اندك‌اندك درهم كوبيد ، تا آن جائى كه دار الفنون به صورت يك دبيرستان ناقص درآمد . و شعبه طبيه آن ، چون مورد نياز همگان بود حركت مذبوحى داشت . دشمنان ايران خوب دريافته بودند اگر امير كبير ميماند آرزوهاى ملى و اجتماعى خود را انجام ميداد ، آن دولتى كه او را از ميان برد امروز اسير و زيردست ما بود . دار الفنون ايران دو سال پيش از دار الفنون توكيو تاسيس شده است . ژاپنيها در سايه استفاده از آن امروز باينجا رسيده‌اند كه مىبينيم ، پس اگر سايه تربيت امير كبير تا آخر عمر طبيعى او بر سر ما ميماند ، امروز از ژاپن جلوتر بوديم . درهرصورت ، امروز كه اين رساله نوشته مىشود ، از دار الفنون اسمى مانده و كمى رسم ؛ يعنى دبيرستان عادى و مختصر . امروز كه از راه خراسان برگشته بدار الفنون سر ميزنم ، دوره مدرسه چهار سال مخلوط و درهم ، و دوره طب پنج سال با دوازده شاگرد و دو معلم اروپائيست ، و مدرسه نظام مجزا است ، و چهار شعبه ديگر آن بسيار بسيار ناقص و جزو برنامه چهار ساله آنست . و مدرسه نظام در همان فضا و عمارت مجاور ، و تحت رياست مخبر السلطنه و داراى يك گروهان صد نفرى شاگرد و يك معلم آلمانى بنام مسيووت مىباشد . اينك چند نفر از تربيت‌يافتگان دوره اول كه خود بمقام استادى رسيده زمام تعليمات دار الفنون را بدست داشته‌اند ، معرفى كرده ، سپس بمعرفى استادان معاصر كه خود از خوان فضل ايشان بهره‌ها برده‌ام ميپردازيم . از شاگردان دوره اول دار الفنون عبد الغفار خان ، حاج نجم الدوله فرزند ملا على محمد بود ، كه خود از فضلاى نامى و بسيار مشهور و شغل رسميش كرباس‌بافى بود . شادروان اعتضاد السلطنه مشهور به فخر قاجار ، اولين وزير فرهنگ ايران بمقام علمى و دانش ملا على محمد اطلاع يافته ، او را به معلمى فرزندانش برگزيد و قدر و مقامش را بزرگ ميداشت . نجم الدوله مقدمات رياضى را نزد پدر آموخته ، بعدا داخل دار الفنون شده زبان فرانسه را به خوبى فراگرفته ، از استادان اروپائى هم استفاده كرده ، روزبروز