كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

40

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

دوره‌اى از اغتشاش و كشمكش كه گمان مىرفت خلافت به آل زبير ، خاندان ديگرى از صحابهء بزرگ پيامبر برسد ، به مروان اوّل ، شاخهء ديگرى از بنى اميه رسيد و از اين شاخه بود كه تمام خلفاى بعدى سلسلهء بنى اميه ( و همچنين امويان اسپانيا يا اندلس ، بنگريد به سلسلهء 4 ) پديد آمدند . سه تن از بزرگترين خلفاى بنى اميه يعنى معاويه ، عبد الملك و هشام هريك بيست سالى از مقر حكومت خود در دمشق فرمانروايى داشتند و نشان دادند كه در ادارهء امپراتورىاى كه اعراب فتح كرده بودند ، مديران باكفايتى هستند . آن‌ها هيچ‌گونه پيشينه و نظريه‌اى براى حكومت بر سرزمين‌هايى كه اسلام برايشان فتح كرده بود و بر مردمى كه از لحاظ نژادى و دينى ناهمگون و غيرمتجانس بودند نداشتند ، اما با يك رهبرى پويا و يك نظام اجتماعى كه از مرحلهء سخت‌گيرانهء نخستين خود به صورتى انعطاف‌پذير در آمده بودند با نيروى ابداعى كه از خود نشان دادند موفق از كار درآمدند . آنان به اخذ و تلفيق شيوه‌ها و رويه‌هاى مملكتدارى و ادارى يونانيان و ايرانيان كه بر سرزمين‌هاى آن‌ها حكومت مىكردند توجه نشان دادند و اين شيوه‌ها و رويه‌ها را در نظام حكومتى خود به كار گرفتند . دورهء متأخرتر خلافت بنى اميه شاهد پذيرش تعدادى از فنون و روش‌هاى كشوردارى و ادارى ساسانيان بود و اين فرايندى بود كه در دورهء عباسيان شدت بيشترى گرفت . فتوحات نظامى ، بيشتر از همه در دورهء خلافت وليد اوّل ، ادامه داشت هرچند دور فتوحات آسان گذشته بود و سپاهيان عرب اكنون ناچار بودند در مناطق دوردست و اغلب كوهستانى با آب و هواى نامساعد پيش برانند و غنائم جنگى نيز ديگر به آسانى مراحل نخستين غلبهء اعراب به دست نمىآمد . تمام شمال افريقا در غرب مصر به تصرف درآمد و مهاجمان عرب از تنگهء جبل الطارق نيز گذشتند و وارد خاك اسپانيا شدند و پس از آن از ارتفاعات پيرنه هم عبور كرده و بر فرانسه دوران سلسلهء كارولنژيان و مرونژيان تاختند . از مصر ، مملكت مسيحى نوبى ( نوبيا يا نوبه ) را تحت فشار قرار دادند . در آن سوى قفقاز با خزرهاى ترك تماس حاصل كردند و مرزهاى يونانى را در جنوب‌شرقى آناطوليا ( آسياى صغير ) و ارمنستان به غارت گرفتند . در حاشيهء شرقى ايران بر خوارزم هجوم بردند و ماوراء النهر را به تدريج عليرغم مقاومت و مخالفت سرسختانهء فرمانروايان ايرانى آنجا و متحدان تركشان ، براى اسلام فتح كردند . بالاخره ، يك والى عرب از طريق مكران به داخل سند نفوذ كرد و براى نخستين‌بار بذر اسلام را در خاك هندوستان پاشيد . همهء اين فتوحات نه تنها بر منابع مالياتى امپراتورى اسلام افزود بلكه شمار كثيرى برده و غلام و موالى به دامن اسلام فروافگند . استفاده از نيروى كار اين