كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
24
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
دشوارىهاى تعيين صحيح تاريخها در تقويم مسيحى - اسلامى يكى از جنبههاى مسألهانگيز گاهشناسى اسلامى است . جنبهء مسألهانگيز ديگر از اوضاع و احوال مشوش جانشينى و به قدرت رسيدن حكمروايان ناشى مىشود . تاريخنگاران بزرگ اسلامى مانند طبرى و عز الدين ابن الاثير ( كه زامبارو در تاريخگذارى سلسلههاى پيش از قرن سيزدهم در سرزمينهاى خاورميانه سخت به وى اتكا ورزيده است ، ( بنگريد به معجم الانساب ، ص 6 - 5 ) اغلب در دادن تاريخها به نحوى شگفتانگيز دقت زياد نشان دادهاند و حتى گاهى ساعت روزى را كه واقعه در آن رخ داده است ذكر كردهاند ؛ اما وقتى انسان از سلسلههاى بزرگ سرزمينهاى اصلى ، گام فراتر مىنهد منابع اغلب كمتر و تنكتر مىشود ، چنانكه در واقع گاهى هيچ چيز وجود ندارد . گاهى شواهد و مدارك ادبى با سكهنبشتهها و سنگنبشتهها متناقض درمىآيد ؛ در ارتباط با اين امر ، كاملا معلوم است كه اين متون سكهاى و كتيبهاى هميشه منعكسكنندهء واقعيت نيستند ، بلكه سكه يا كتيبه براى مقاصد تبليغى و نيتهاى سوء ضرب يا منقور شده است و لذا با آنچه واقعا رخ داده است مغايرت دارد . حتى وقتى همهء تاريخهاى مربوط معلوم است ، تعيين اينكه كدام يك را بايد به عنوان تاريخ به حكمرانى نشستن فرمانروايى انتخاب كرد ، كارى بس دشوار است . در جهان مسيحيت در سدههاى ميانه ، تاريخ جلوس يك پادشاه معمولا پس از تاجگذارى رسمى او بود . در انگلستان سدههاى ميانه ، تاريخ جلوس پادشاه موكول به ختميت قبول سياسى و دينى بود ( يعنى به رسميت شناختن و تدهين بعد از تاجگذارى ) ، و اين كار ممكن بود تا چند ماه بعد از به تخت نشستن عملى پادشاه طول بكشد ( در مورد ادگر مرشايى ، در دوران انگلو - ساكسونها ، اين كار چهارده سال بعد صورت گرفت ) . معادل اسلامى چنين رسمى ، آن بود كه بزرگان مملكت و نمايندگان نهادهاى دينى با حكمران جديد بيعت مىكردند ، يعنى دست مىدادند ( قياس كنيد با manumissio در اروپا ) ، و با اين كار اظهار وفادارى نسبت به او مىنمودند ( عمل مبايعه ) . يا اينكه عمل مبايعه و اظهار وفادارى در مراسم رسمى جلوس ، يعنى بر تخت نشستن حكمران صورت مىگرفت كه اغلب همراه بود با برداشتن و به اهتزاز درآوردن علائم شاهى چون شمشير ( تقليد بالسّيف ) ، به تركى عثمانى qilich qushanmasi يا به دست گرفتن قضيب ، خيزران يا عصا در مورد خلفاى بنى اميه و عباسى و در مورد اين عصا فرض و تصوير آن بود كه ميراثى از حضرت محمد ( ص ) است . 6 تاريخى كه مدعى حكمرانى نخست قدرت را به دست مىگرفت و پايتخت يا قسمت اعظم مملكت را