كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
25
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
تصرف مىكرد ، از قرار معلوم مقدم بر چنين مراسمى بود ؛ در اين صورت ، آيا بايد اين دوره را جزء آغاز حكمرانى او ملحوظ داشت ؟ نيز در ميان حكمرانان عثمانى تا حدود 1600 ميلادى ، اغلب ميان مركز يك سلطان و به تخت نشستن سلطان بعدى عملا فاصلهاى ايجاد مىشد و در اين فاصله تخت سلطنت از جنبهء عملى خالى بود . در اين ميان ، خبر مرگ و درگذشت سلطان پيشين از مردم مخفى نگه داشته مىشد تا وارث تاج و تخت يعنى وليعهد از ايالت محل حكومت خود بازگردد و قدرت را در پايتخت به دست گيرد ، و اين به خاطر آن بود كه نابسامانى و بىنظمى رخ ندهد و جنگى خانگى ميان مدعيان سلطنت درنگيرد . 7 گذشته از اين ، پس از نخستين جلوس ممكن بود مراسم دومينى لازم آيد ، چنانكه گاهى اين وضع براى ايلخانان ايران پيش آمده و مدتى طول كشيده كه خان بزرگ از قراقروم يا پكينگ قبول و رضايت خود را از برنشستن خان جديد بر سرير قدرت به عنوان ايلخان ، يعنى خانى كه از جنبهء نظرى تابع و فرمانبردار اوست ، اعلام دارد . مثلا ارغون در سال 683 / 1284 پس از قتل عموى خود احمد تكودار به تخت خانى نشست و دومين مراسم جلوس او بيست ماه بعد ، يعنى در 685 / 1286 وقتى كه يرليغ ، يا سندى كه رضايت خان بزرگ قوبيلاى قاآن را دربرداشت ، رسيد صورت گرفت . 8 انسان هميشه هم نمىتواند به تاريخهاى هجرى موجود براى تنظيم و ساختن گاهشمار يك سلسله اعتماد كند . چندتايى از تاريخهايى كه دربارهء حكمرانى سلطانهاى بنى نصرى غرناطه در واپسين قرن وجود آن سلسله يعنى قرن پانزدهم در دست است ، فقط از طريق تاريخها و وقايعنامههاى اسپانيايى كاستيل بر ما معلوم گشته است ؛ تنها براى چند تنى از حكمرانان آنزمان سكههايى وجود دارد . براى گاهشناسى برخى از حكومتهاى كوچك سواحل اقيانوس هند ، شبه جزيرهء هند ، مالزى و اندونزى اطلاعات تاريخى پرتغالىها و سپس هلندىها و بريتانيايىها اهميت دارد . سلسلههاى افريقاى غربى مانند مالى ، سنگاى و سلطانهاى مملكت هوسا اغلب صورتهايى از فرمانروايان خود براى ما باقى گذاشتهاند كه بايستى تا آنجا كه ممكن است با تاريخهاى هجرى تطبيق داده شود . يكى از مشكلات ديگر در نوشتن و ضبط نام فرمانروايان به صورت منسجم و معقول از نظام پيچيدهء نامگذارى عربى و اسلامى ناشى مىشود ، خاصه هنگامى كه نام بزرگان و رجال دولت مورد نظر است . همه مسلمانان علاوه بر اسم - كه تقريبا شمارهء آنها محدود است - داراى كنيه هستند كه از كلمهء ابو و يا ام به اضافهء يك اسم درست شده است ( حتى