كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

21

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

سلسله ، هرگاه چنين منابعى وجود داشته است ، ذكر كنم . نيز يكى از مشخصه‌هاى نو در كتاب حاضر آن است كه من حكمرانانى را كه به ضرب سكه پرداخته‌اند مشخص كرده‌ام و دايره كوچكى جلو تاريخ حكمرانى و اسم آنها گذاشته‌ام ، بدان اميد كه اين اقدام ، مشخصهء اضافى سودمندى براى سكه‌شناسان و نيز مورخان ، بر كتاب افزوده باشد . بطور كلى من اطلاعات سكه‌شناسىاى را كه زامبارو در كتاب خود آورده است ناديده گرفته‌ام ، زيرا اين اطلاعات خالى از اشتباه در انتساب سكه‌ها به حكمرانان نبود و اطلاعات خود را هرجا ممكن بوده است از كاتالوگ‌هاى سكه و بررسىهاى مختلف دربارهء مسكوكات سلسله‌هاى معينى مانند بررسىهايى كه مثلا در مورد ادريسيان ، سلسله‌هاى مسلمان اسپانيا ، فاطميان ، ايوبيان و مماليك وجود دارد و از فهرست‌هاى ماهانهء سكه كه آقاى استيفن البوم از اهالى سانتاروزاى كاليفرنيا براى فروش عرضه مىدارد ، به دست آورده‌ام . من از دشوارىهايى كه در تعيين اينكه فلان سلسله يا فلان حكمران سكه‌اى از آن خود يا نام و القاب خويش ضرب كرده يا بدين قانع بوده كه سكه به‌نام خاوند و حكمران متبوع خود بزند ، مانند بيگ‌هاى تونس تا اواخر قرن نوزدهم ، حكام قره‌مانلى طرابلس و حكمرانان خاندان محمد على در مصر تا اوايل قرن بيستم كه همگى مدت‌هاى دراز به نام حكمرانان و سلاطين متبوع خود يعنى سلطان و خليفه عثمانى سكه ضرب كرده‌اند ( هرچند تابعيت آنها در نهايت امرى ظاهرى و اسمى بوده است ) آگاه هستم . بر روى هم ، من بر آن بوده‌ام كه تنها آن سكه‌هايى را كه نام كامل و القاب واقعى ضرب‌كننده سكه را بر خود داشته به عنوان مدرك و شاهد استقلال در ضرب سكه به وسيلهء يك سلسله يا حكمران بپذيرم ، ولى آگاه هستم كه ممكن است بعضى تناقضات و ناسازگارىها در اين ميان راه يافته باشد . من به تبعيت از لين پول تاريخ‌ها را هم به تاريخ اسلامى هجرى قمرى و هم به تاريخ مسيحى ذكر كرده‌ام . براى كسانى كه با شيوهء تاريخ‌گذارى مسلمانان آشنا نيستند ، بايد خاطرنشان سازم كه در عربستان پيش از اسلام ، اعراب تقويم قمرى دوازده ماهى به كار مىبردند ( زيرا مشاهدهء اهلهء قمر تنها مبناى محاسبهء زمان در يك محيط بيابانى بود ) و هر دو يا سه سال يك ماه اضافى بر آن مىافزودند ( نسىء ) تا ارتباط آن را با سال و نظم فصول كشاورزى حفظ كنند و نيز براى آنكه بازارهاى مكاره عربستان را در هرسال در زمان مقرر آن برپاى دارند ، حضرت محمد ( ص ) پيامبر اسلام سال قمرى را مقرر داشت ، اما افزودن ماه اضافى ( نسىء ) را قدغن كرد و به اين ترتيب نظام تقويم كهن عربى را از گردش انداخت . اين خليفه دوم عمر بن الخطاب بود كه نظام تقويمى را به سزاوارى تنظيم كرد .