كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
15
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
افزودم و آن را براى چاپ جديدى با بسط و گستردگى بسيار آماده ساختم . اگر انفجار دانش و آگاهى در سى سالى كه از چاپ اول كتاب گذشته است اطلاعات تازهاى براى تاريخنگار و تبارشناس اسلامى ، از نظامهايى چون پژوهش تاريخى ، كتيبهشناسى و سكهشناسى فراهم نياورده بود امر غريبى بود . هرآينه ، بيشتر اين اطلاعات متفرق است و در مورد كتيبهشناسى و سكهشناسى بخصوص اغلب اين آگاهىها در نشريات محلى كشورهاى مربوط اندراج يافته و به آسانى در بريتانيا و اروپاى غربى در دسترس نيست . با اينهمه ، من با يارى و مشاورت همكاران و دوستان متخصص ( كه در پايان اين مقدمه به تفصيل از آنها سخن رفته و تشكر و سپاسگزارى لازم از آنها به عمل آمده است ) تا آنجا كه ممكن و مقدور بوده است توانستهام اين اطلاعات جديد را به دست آورم ، هر چند بعضى از دورهها و ناحيهها همچنان در تاريكى ماندهاند و شايد هميشه همچنان بمانند . آنچه بر خواننده كتاب حاضر روشن و آشكار است اين واقعيت است كه اين كتاب از چاپ 1967 بسى فربهتر و بزرگتر است . كتاب كنونى هفده فصل دارد و 186 سلسله را دربر مىگيرد ، حال آنكه چاپ اصلى و نخستين سلسلههاى اسلامى ده فصل داشت و مشتمل بر 82 سلسله بود . فصلهاى جديد يا فصلهايى كه بسيار گسترده شدهاند عبارتند از : فصل مربوط به اسپانياى مسلمان ( اندلس ) كه تفصيل بس زيادى دربارهء ملوك الطوايف آنجا يافته است ( فصل دوم ) ؛ شبهجزيره عربستان ، باز با تفصيل بيشتر ( فصل ششم ) ؛ افريقاى غربى و افريقاى شرقى و شاخ افريقا كه فصلهاى جديدى هستند ( فصل هفتم ) ؛ تركان آناطوليا كه اكنون تفصيل بيشترى دربارهء دولتهاى آنجا دارد ( فصل دوازدهم ) ؛ آسياى مركزى بعد از مغولان كه فصل كاملا جديدى است و خاناتى را كه در آنجا به دنبال استيلاى ترك و مغول بر آسياى ميانه پديد آمدهاند و تا زمان گسترش قدرت امپرياليستى روسيه در آسياى مركزى دوام آوردهاند دربر مىگيرد ( فصل پانزدهم ) ؛ افغانستان و شبهقارهء هند با گستردگى بيشترى ، مثلا در مورد سلطاننشينهاى دكن و سلسلههاى حكمرانان هند در قرن هيجدهم و نوزدهم ( فصل شانزدهم ) ؛ و جنوبشرقى آسيا و اندونزى كه به كلى با منطقهء جديدى سروكار دارد ( فصل هفدهم ) . اما گذشته از اين فصلها كه بهويژه از آنها ياد كرديم ، همهء فصلهاى ديگر نيز كم و بيش گسترش يا تغييرى از نوع ديگر يافتهاند . به اين ترتيب ، گسترهء كتاب حاضر خيلى نزديكتر به گسترهء كل جهان اسلام ، از سنگال تا بورنئو است تا كتاب سال 1967 ، زيرا در گذشته چه بسيار يادآورى مىشد كه آثارى