كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

16

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

كه به قصد شناساندن اسلام و يا جهان اسلامى نوشته مىشوند توجهشان معطوف به سرزمين‌هاى اصلى ترك و عرب و ايرانى است و مناطق حاشيه‌اى را هرچند چنين مناطقى مانند جنوب و جنوب‌شرقى آسيا و اندونزى اكنون اكثريت مسلمانان جهان را در خود جاى داده‌اند ، ناديده مىگيرند . با اين‌همه ، با تخفيف اين عطف توجهى كه در گذشته به سرزمين‌هاى اصلى مىشده است ، بايد اذعان كرد كه تاريخ‌نگار و گاهشناس سرزمين‌هاى حاشيه‌اى جهان اسلام بر زمين بس لرزان و ناموثقى ايستاده است . سرزمين‌هاى اصلى ديرزمانى است كه مسلمان شده‌اند ؛ بسيارى از آنها داراى سنت‌هاى تاريخ‌نگارى بس كهنى هستند ، تاريخ‌هاى سلسله‌اى قابل اعتماد و سكه‌هاى تاريخ‌دار موثق با مقدار زيادى اطلاعات دربارهء نام و القاب حكمرانان دارند . در حالى كه در مناطق دور از سرزمين‌هاى اصلى ، مانند افريقاى مادون صحرا ، جنوب‌شرقى آسيا و اندونزى ممكن است به سنت‌هاى محلى قبيله‌اى يا سلسله‌اى توجهى شده باشد ، معهذا اسناد آنها به صورت مكتوب و تاريخ‌دار ناقص و مقطع است و كار استفاده از اين اسناد اغلب بر اثر كوشش‌هايى كه سرشتى اسطوره‌اى دارند براى اثبات اين كه خاندان‌ها و طبقه‌هاى حاكم از قديم الايام پذيرنده دين اسلام بوده‌اند و حال آن‌كه سرزمين‌ها و رعايايى كه بر آنها حكومت مىرانند براى مدت‌هاى مديد بعد از آن غير مسلمان باقى مانده‌اند پيچيده و دشوار است . سكه‌هاى چنين طبقاتى از فرمانروايان اغلب رشتهء تاريخ‌دار ناقصى هستند و اطلاعات واقعى دربارهء اين مسكوكات بسيار اندك و ناتمام‌تر از سرزمين‌هاى اصلى و شبه‌قاره هند است . در چنين وضعيتى مشكلات و دشوارىهايى را كه در ساختن فهرست شاهان و گاهشناسىها وجود دارد مىتوان در صفحات آينده مثلا با رجوع به شاهان سونگاى ( شمارهء 59 ) ، حكمرانان كانم و بورنو ( شمارهء 63 ) و سلطان‌هاى برونى ( شمارهء 186 ) مشاهده كرد . با اين‌همه ، وضع در منطقه‌اى نسبتا نزديك به سرزمين‌هاى اصلى اسلامى ، يعنى آسياى مركزى كه از خيلى قديم سرزمينى اسلامى بوده است ، كاملا هم روشن و شفاف نيست . زامباور هفتاد سال پيش در مورد سلسله قراختائيان ماوراء النهر و تركستان شرقى اعتراف كرد كه : « وضع اين يگانه سلسلهء مسلمان از لحاظ تبارشناسى مبهم است » ( راهنماى انساب ، 206 ، يادداشت 1 ) . در اين ميان ، روشنايىهاى تازه‌اى به وسيلهء محققان و پژوهندگانى چون امليان پريتسك و النا ا . داويدويچ بر مطلب افكنده شده است ، اما مشكل اساسى همچنان حل نشده باقى مانده است . افزونى چشمگير سكه‌هايى كه اكنون ، پس از سقوط اتحاد