محمد بن ابراهيم
مقدمه 9
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى )
از آن ، دخالتهاى زن مقتدر و ملكهء او « زيتون خاتون » در كارهاى حكومتى ، موجب پيدايش اختلافات شديد در ميان رجال شهر و اولياى امر شد . او فرزندان زياد از زنان متعدد داشت ، زيتون خاتون اصرار فراوان ميكرد كه پسر خويش كرمانشاه را وليعهد كند ، و ارسلانشاه نيز اسير شهوت خود بود و زيتون خاتون هم دختر زيبائى بود كه به اسارت از هرات آورده بودند ، و همين زيبائى موجب شده بود كه ارسلانشاه « او را دوست داشتى » ، تأثير و دخالت اين زن موجب شده بود كه شاه به اين پسر روى موافق نشان دهد ، ولى ساير پسران كه اين اوضاع را ديدند ، خصوصا ملك محمد ، پيش از آنكه پدرش در گذرد ، زرنگى كرد و چون متوجه بيمارى پدر شد ، او را دزديد و به قلعهء كوه برد و در واقع زندانى كرد و خود جانشين مقتدر پدر شد . ملك محمد ، بعد از اين كودتا ، بلافاصله كرمانشاه را به قتل آورد و ساير برادران را كه قريب بيست تن بودند همه را توقيف كرد و در قلعههاى اطراف محبوس داشت و چشم آنان را كور كرد . از ظاهر امر بر ميآيد كه مدت حكومت او ( 538 - 551 ه . ) دورهء آرامش قبل از طوفان بوده است ، علاوه بر آن بر اثر سازمان عظيم جاسوسى و پنهانپژوهى كه او فراهم آورده بود ، چنان شده بود كه هيچكس در هيچ باب نميتوانست به اطمينان اظهار حياتى نمايد . او توقع داشت كه اين سازمانها حتى زاد و ولد سگ و گربهها را هم به او خبر بدهند « 1 » و همهء اين مقدمات ظاهرا از ترس بازگشت برادر فراريش سلجوقشاه و احتمالا فعاليت طرفداران او بوده است كه اين وسواس او به سرحد جنون رسيده بود . « 2 » هم او بود كه لشكريان خراسان را براى حفظ موقعيت خود و ظاهرا بعنوان تسخير خيالى اصفهان بكرمان فرا خواند « 3 » ، محيط ارعاب و ترور و وحشتى كه در
--> ( 1 ) - متن كتاب ص 39 ( 2 و 3 ) - متن كتاب ص 42 و 43