محمد بن ابراهيم
مقدمه 10
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى )
دستگاه او فراهم شده بود ، به كسى ياراى دم زدن نميداد ، بقول صاحب همين تاريخ : « ملك محمد به غايت خونريز بود . . . روزى كه كسى را نكشتى به شكار شدى و گور و آهو زدى و خون ايشان ريختى ! » روحانيون درين با او كمك بسيار كردهاند و بسيار محتمل است كه اين قتلهاى بىدريغ تحت عنوان بددينى و امثال آن صورت گرفته باشد ، چه او اصرار داشت كه در باب قتل مخالفان حتما نامه و فتوائيهاى از روحانيون بدست داشته باشد و برهان الدين كوبنانى كه از محارم او بوده و اتفاقا روزى در خلوت خانهء او گشتى ميزده ، حدود « يك خروار » ازينگونه فتوائيهها ديده بوده است ! نجابت مردم كرمان را ببينيد كه با همهء اين احوال ، « شيخ برهان الدين قدس سره ، ملك محمد را از پادشاهان عادل دانستى » « 1 » طغرلشاه پسرش حدود دوازده سال حكومت كرد و بر سر جانشينى پدر بين پسران سهگانه اختلاف افتاد و از اين اوقات است كه بينوائى و فقر مردم كرمان و ضعف و فتور خاندان سلجوقى به نهايت ميرسد . ملك ارسلان كه جوانى زيباروى بود بساط عيش و عشرت گسترد و شب و روز به شرابخورى پرداخت . تورانشاه مرد دوروى بددل بود و بهرامشاه نيز سخت مورد نفرت مردم كرمان بود و علت آن نيز كينتوزى او بوده است چه او « رعيت و حشم كرمان را از نظر عاطفت خويش دور و محروم و مهجور ميداشت و تيرباران غضب و مقت او بر همه دايم بود ، و ازين جهت خلقى بسيار از امراء و غلامان و معارف آنان را در نوبتهاى ملك خود در آتش سياست افكند و هلاك كرد » . « 2 » چنين بر ميآيد كه دو مرد نامدار سياسى كرمان درين عهد ، يعنى اتابك محمد بزقش و اتابك مؤيد الدين ريحان ، بر اثر اختلافى كه داشتهاند و هركدام سوداى رياست در سر مىپختهاند ، موجب تحريك اين برادران شده باشند و هريكى ، ديگرى را بر انگيخته و خواسته است در پناه او حوزهء رياست خود را حفاظت نموده باشد .
--> ( 1 ) - متن ص 45 ( 2 ) - متن ص 50