خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599

85

سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )

ذيل سلجوقنامهء ظهيرى نيشابورى ابو حامد محمد بن ابراهيم كه در سنهء 599 تاليف شده خواجه ظهير الدين نيشابورى ذكر ايام سلطنت آل سلجوق تا اينجايگاه رسانيده بود در عهدى كه جهان از امن و راحت در آرايش بود و دل و جان خلق در آسايش حكايت اين فصل ابو حامد محمد بن ابراهيم تاليف كرده بعد از تصنيف اصل . و آن مشتملست بر تتمه و خاتمهء تاريخ سلطان طغرل و ين ذيل در ربيع الاول تسع و تسعين و خمسمائه نوشته شد ما بعد كه هشت سال و دوماه از واقعهء سلطان طغرل بن ارسلان گذشته فرياد از نهادش برآمد و اين بيت از گفتار سنائى در قلم آمد . سر الب ارسلان ديدى ز رفعت رفته بر گردون * بمروآ تا به خاك اندر تن الب ارسلان بينى سلطان طغرل پادشاهى باعدل و سياست بود كه در آل سلجوق ايزد تعالى در خلق و عدل و عفت و هنر و فرهنگ هيچ ازو دريغ نداشته بود . در مردى حيدروقت و رستم‌عهد بود . در عدالت و سخاوت و بلاغت يگانهء دهر . عالم‌دوست و درويش‌نواز اما او را يك عيب بود كه بر ساقه و مهانه و دمامه دولت افتاد و با تقدير كوشش سود نميداشت تا اتابك محمد پهلوان در حيات بود سلطان و خلق عالم در رفاهيت و آسايش بودند و چون در ذى الحجه احدى و ثمانين و خمسمائه اتابك محمد ايلدگز متوفى شد بشهررى و طغرل بساوه بود با بعضى امرا و بعضى برى در خدمت قتلغ اينانج و جمال ابيه جاشنىگير و سيف الدين روس « 1 » باصفهان بودند سلطان خواست كه كار ملك بقواعد گذشته باز آورد چنان كه سلاطين بر دست امرا در خفيه و ملاكس ميفرستادند باستدعاى اتابك قزل ارسلان تا قزل با لشكرى گران بدر همدان آمد و بكوشك باغ ملاقات افتاد . زمرهء بدگويان

--> ( 1 ) - جمال الدين اى ابه و سيف الدين روس هردو از غلامان اتابك پهلوان و سرداران لشكرش بودند - زبدة التواريخ ( نسخهء عكسى كتابخانهء معارف )