خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
39
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
بينى طشتدار بگريخت ديگر روى سلطان نيارست ديدن - و ميان ايشان پنج نوبت مصاف افتاد چهار بار بركيارق مظفر بود و يك بار سلطانمحمد ولادت بركيارق در اصفهان بود در اربع و سبعين و اربعمائه پادشاهى او در ست و ثمانين مدت ملكش دوازده سال مدت عمر بيست و پنج سال حليهء او خوب چهره بغايت معتدل و محاسن بهم پيوسته و ابرو كشاده و وزراء الوزير عز الملك بن نظام الملك و مؤيد الملك بن نظام الملك و فخر الملك بن نظام الملك و عز الملك عبد الجليل دهستانى و مستوفى مجد الملك قمى حجاب او امير حاجب قماج و امير حاجب طغارك و امير حاجب عبد الملك توقيعه احمد اللّه على النعم ذكر جلوس سلطان محمد بن ملكشاه سلطانمحمد بن ملكشاه پادشاهى بود بعدل و عفت و انصاف آراسته و بدين و ديانت موصوف صائبرأى صادقوعد ثابتعهد در اعزاز دين و قهر و قمع ملاحده مجاهد و مجد در حفظ بيضهء اسلام يد بيضا نموده و بداس قهر خار كفر و بدعت دروده و هركه دزكوه بدر اصفهان ديده باشد داند كه آن پادشاه در دفع آنطايفه و فتح آن قلعه چه رنج ديده و چه سختى كشيده مدت هفت سال در آن مجاهدت نمود و نياسود تا آن سد منكر از راه مسلمانان برگرفت و در هر شخصى كه از آن بدعت شمه يافت يا نسبتى و پيوندى به ايشان داشت سرش از تن برداشت و جرثومهء كفرش از بيخ بركند جزاه اللّه عن الاسلام خيرا در اول زمان پادشاهى ببغداد رفت و جنگ صدقه و اياز بندهزادهء پدرش كه عاصى شده بود و لشكر بيقياس برو جمع آمده و آن مصافى سخت بود سلطانرا مددى از آسمان و نصرتى ربانى بود و گويند بالاى زمرهء خصمان ابرى و آتشى و علامتى ظاهر شده بود و شكل اژدهاى آتش از دهان دمان كه از هيبت آن سلاح بينداختند و هول مرگ و قيامت را معاينه ساختند خذلانى برايشان افتاد كه با يكديگر ناستادند و صدقه در مصاف كشته شد و اياز گرفتار آمد سلطان او را سياست فرمود و صدقه را در ميان كشتگان بازيافتند بنشانى چند كه برتن داشت سلطان سر او ببرادر سنجر فرستاد در خراسان و در آنمدت فتور كه ميان برادران بركيارق و محمد قائم بود كار ملاحده خذلهم اللّه نيرو