خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
19
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
كردند و نام او بر سكهء دار الضرب نقش زدند و لقب او ركن الدوله ابو طالب طغرلبك نهادند و نام و القاب ملك رحيم ابو نصر بن ابى الهيجا سلطان الدوله بعد ازو ثبت كردند و طغرلبك در ماه رمضان اين سال ببغداد رسيد و خليفه بسيار او را ترحيب كرد و نزلها و اقامات فرستاد و ملك الرحيم باستقبال طغرلبك تا بنهروان بيامد او را بگرفت و بند كرد و بمحروسهء رى بقلعهء طبرك فرستاد و از آنجا نخست بدر حرم و بشرايط تعظيم قيام نمود چون بازگشت نوبتى فرود آمد خليفه او را نثار و نعمتها و تكلفهاى فراوان فرستاد و سلطانى او را برعراق عرب و قهستان عجم مقرر گشت و بفرمود تا بر كنار دجله بالاى بغداد شهرى انشا كردند كه جامعش هنوز باقيست و بجامع سلطان مشهور و در تسع و اربعين و اربعمائه چون طغرلبك از بغداد بازگشت بساسيرى « 1 » سپهسالار و مقدم جيوش بغداد بود و از انقياد القائم بامر اللّه بگشته و بخليفهء مصر المستنصر باللّه اقتدا و انتما كرد براى اشعار اظهار او بغداد بگرفت و خليفه را اسير كرد و بحديثه وعانه 2 محبوس گردانيد و خطبه و سكه بنام مستنصر كرد خليفه در بند و حبس بطغرل پيغام فرستاد و از بساسيرى استعانت جستو به دو تمسك نمود و بتعجيل هرچه تمامتر او را بخواند طغرلبك بحسب التماس متوجه ديوان شد بساسيرى و اتباع او بسوى شام گريختند و ابراهيم ينال از طغرلبك گريخته به قصد خزانهء او بهمدان گريخت سلطان برعقب او برفت و او را برى يافت و بكشت و چون خبر مراجعت طغرلبك تارى ببساسيرى رسيد بتعجيل تمام ببغداد آمد مصاحب قراوش بن المقلد امير مكه كه پادشاه موصل بود و قراوش در آن با او مصاف و فتور برانگيختند و خليفه را در حرم بحصار گرفتند با وى استجازت داشتند آنگاه در حرم رفتند و رسوم حرمت فروگذاشتند و رئيس الرؤسا كه پيشكار و مدبر وقت بود بصور عقل و وفور فضل و درايت و كفايت تمام آراسته او را بزارى و خوارى هرچه زشتتر بكشتند و خليفه را بعزت بن مهارس حاكم حديثه سپردند تا او را بعانه محبوس كرد و دار الخلافه را نهب و غارت كردند و در بغداد تا سه سال سكه و خطبه بنام خليفهء مصر مقرر بود و بعد از واقعهء آيتكين
--> ( 1 ) وى چون مدتى در شهر فساى شيراز اقامت داشته به اين اسم شهرت پيدا كرده