خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599

18

سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )

و بردست معتمد ابو اسحق الفقاعى اين نامه فرستاديم و در آنوقت مقدم و پيشكار ايشان وزير سالار ابو القاسم بوزجانى بود كريم عهد خويش و ممتاز از جملهء اكفا و اقران بعد از آن ولايت قسمت كردند و از مقدمان هريك طرفى نامزد شدند برادر مهتر چغربيك داود بيشتر خراسان را طمع كرد و مرو را دار الملك ساخت و موسى بيغو به زمين خاور و ولايت بست و حدود هرات و اسفزار و سجستان و كابلستان چندانكه توانست داشت منصوب شد و قاورد « 1 » پسر مهين چغربيك را ولايت كرمان و نواحى طبس و حوالى قهستان مقرر شد و طغرلبك بلندهمت بود عزيمت جانب عراق كرد و ابراهيم ينال « 2 » كه از طرف مادر برادرش بود پسر برادرش ياقوتى و قتلمش ابن اسرائيل پسر عمش هردو مصاحب و ملازم او بودند طغرل چون شهررى را مستخلص كرد و طبرك بدست ايشان افتاد آن را دار الملك خويش ساخت و ابراهيم ينال را بهمدان فرستاد و ياقوتى را به ابهر و زنجان و قتلمش را بولايت جرجان و دامغان با ساير ولايات و الب ارسلان محمد پسر چغربيك برادرزادهء او ملازم خدمت او بود و تا زمان سنجر از قصد محموديان دست بازداشتند و تعرض نرسانيدند چون نامهء ايشان بخليفه رسيد هبت اللّه بن محمد المأمونى را برى پيش طغرلبك فرستاد و پيغام را به نيكووجهى جواب داد و هبت اللّه را فرمود كه اول بهروجه ممكن باشد ببغداد آورد و بتخويف و تهديد نصيحت ايشان كرده كه با بندگان خدا گستاخ نباشيد و ولايت خراب نكنيد و از قانون نصفت و عدالت مگذريد و با وعدووعيد و تشريف ويرا فرستاد فى الجمله مأمول سلجوقيان قبول و مبذول افتاد روز عيد قصد غارت نيشابور كردند طغرلبك گفت روز عيد است مسلمانان را نشايد رنجانيدن چغربيك تيرگى نمود و كارد بكشيد كه اگر نگذارى كه بغارتيم كارد به خود زنم و خود بكشم طغرلبك تواضع و مواسات نمود و بچهل هزار دينار قسط او را راضى كرد هبت اللّه تا سه سال آنجا بماند به حكم آنكه طغرلبك خطبه كردند از ولايات و نواحى گرفتن فراغت در سنهء سبع و اربعين و اربعمائه خليفه بفرمود تا بر منابر بغداد بنام طغرلبك خطبه

--> ( 1 ) تلفظ صحيح اين كلمه قورد بمعنى گرگ است ( 2 ) تلفظ صحيح اين كلمه آينال بمعنى نجيب است