خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
12
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
گشتند سلطان او را ترحيب و اكرام تمام كرد و با خويشتن در گوشهء تخت بنشاند بالاى تمام امرا پس مجلس بزم بياراستند چون شرابى ارغوانى با استماع آواز اغانى پيمودند در اثناء محاوره و مناقضه سلطان از او استكشاف مينمايد كه ما را هروقت بجانب سند بغزاى كفار مبادرت مىبايد نمود و بلاد خراسان مهمل و معطل ميماند توقع جانب شما آنست كه ميان جانبين عقدى و استظهارى باشد تا اگر وقتى از طرفى خصمى قوى پيدا آيد باستمداد حاجت افتد شما معاونت دريغ نداريد اسرائيل بپاسخ ميگويد كه از ما در بندگى سلطان تاخير و تقصيرى نباشد محمود ميگويد اگر وقتى ما را بلشكرى حاجت افتد چند مقدار مدد توانيد نمود اسرائيل كمانرا از سلاحدار بستد و از سر غرور باده و نخوت جوانى گفت اين كمانرا بقوم خود فرستم سى هزار مرد كار در حال سوار شوند سلطان باز پرسيد كه اگر بزياده احتياج افتد اسرائيل يكچوبه تير بمحمود انداخت و گفت هرگاه اين تير را بنشان بفرستم نزد خيل خود ده هزار مرد ديگر بيايند و همچنين ميپرسيد تا بكمانى و سه چوبه به صد هزار سوار ملتزم شد محمود گفت اگر زياده بايد گفت ازين تيرها يكى ببلخان كوه فرست صد هزار سوار ديگر بيايد محمود گفت اگر زياده بايد و ضرورت بود گفت اين كمانرا بتركستان فرست اگر دويست هزار سوار خواهى بيايد محمود از اين مفاوضه متفكر شد و با خود انديشيد كسى كه بكمانى و سه چوبه تير بىحاملى اينهمه لشگر آماده و معد ميتواند داشت كار او خوار نشايد گرفت تا سه شبانروز صبوح بعيوق و غدابعشامى پيوستند سلطان او را با نوكران خلعت و خواستهء بىاندازه داد پس بامراء خود فرمود كه اسرائيل سه روز با فرزند و ده نفر از نوكران مهمان ما باشند و باقى نوكران او را شما مهمان خود سازيد چنان كردند و در نيمشب كه شراب در دماغ ايشان اثر كرد همه را گرفته مقيد و محبوس كردند محمود اسرائيل را با ياران در نيمشب با سلاسل و اغلالگران بهندوستان بقلعهء كالنجر فرستاد بحدود مولتان چون از خواب مستى افاقت يافت خود را خسته و بسته ديد تن در قضاء آسمان داد و به باقى اولاد سلجوق رسول فرستاد با خلعتهاء شاهانه و نمود كه چون اسرائيل به حضرت ما رسيد نوازش تمام يافت اما از براى آنكه درگاه پادشاهان نديده بود و آداب و فرهنگ آن ندانسته ازو در حالت