پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

91

سقوط اصفهان ( فارسى )

رسانيده‌ام كه عايدات بحرين 18 هزار تومان است . » فرستاده بر مبناى اين اطلاعات اظهار داشت : « درآمد ايران خيلى زياد است چون من به اسلامبول برسم از سلطان عثمانى ( خواندگار ) استدعا خواهم كرد كه 16 هزار تن سپاهى با من كند تا به اصفهان بيايم و اين كشور را تا به قندهار تسخير نمايم . افغانان به كسى و چيزى شمرده نمىشوند . اين كيفرى است كه خداوند ايران را بدان مبتلا ساخته است . « 1 » 60 - در 4 ( 15 فوريه ) فرستاده عثمانى را رخصت بازگشت دادند ، ولى محمود شاه فرمان داد وى را آگاه سازند كه نبايد هيچ بنده و كنيز ايرانى را به همراه ببرد و اگر چنين كند بىحرمت خواهد شد . در روزى كه قرار بود اين فرستاده از اصفهان بيرون رود ، يك نفر يوزباشى افغانى با افرادش به يك فرسخى اصفهان بيرون فرستاده شد و در آنجا باز ايستاد . در همان حال يوزباشى ديگرى در دروازهء طوقچى با افرادش آماده گرديد ، تا بتوانند در اين هر دو جا فرستاده ( عثمانى ) را ، وقتى بيرون مىرود ، بازرسى نمايند و ببينند آيا كسى از ايرانيان را با خود همراه دارد يا نه . اين يوزباشيان 12 تن ايرانى در حاشيهء فرستاده بيافتند و همه را در حضور او گردن زدند . آنان همچنان دو نفر زن را در صندوقها پنهان ساخته بودند كه با خود ببرند . « 2 »

--> ( 1 ) - اين سخن يادآور گفتار معروف نجم الدين كبرى است كه در فتنه مغول فرموده بود . « باد استغنا و بىنيازى خداوند است كه مىوزد » . ( م . م ) . ( 2 ) - مقايسه كنيد اين بيان را با آنچه كلراك آورده است كه باز هم بر اطلاعات ژزف اپى ساليميان مبتنى است . وى مىگويد ( جلد 2 ، ص 60 ) وقتى كه فرستاده از اصفهان بيرون شد « در دو محل احمال و اثقال او و حاشيه‌اش را بكاويدند . يكى در دروازه شهر و ديگرى به فاصله يك فرسنگى اصفهان برخى صندوقها را كه باز كردند و بازرسى كردند ، دو كنيزك ايرانى از آنها بدر