پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

66

سقوط اصفهان ( فارسى )

به جلو ايشان شتابد . [ اين عده چون ] سه فرسخ از اصفهان [ دور شدند ] صبحگاه به ايرانيان كه در خيمه‌هاى خود غنوده بودند رسيدند ، بىدرنگ بر آنان حمله بردند و [ بسيارى را ] بكشتند و [ باقى را ] پراكنده ساختند . از ايرانيان 1500 تن كشته شدند و باقى راه فرار در پيش گرفتند . اسلحه ، تجهيزات ، وسايل ، آذوقه و خزانهء آنها نيز بدست افغان‌ها افتاد و آنان همه را نزد محمود آوردند . 25 - عليمردان خان كه اين زمان با 7000 سپاهى در خوانسار بود مىخواست به كمك شاه به اصفهان برود ولى چون سرنوشت سه خان مذكور به گوش او رسيد ، در خوانسار توقف كرد . « 1 » 26 - در ماه ژوئيه خان بختيارى « 2 » از راه نجف‌آباد با 8000 نفر به كمك شاه حركت كرد . به مجرد اينكه خبر رسيد يك چنين عده‌يى به كمك شاه مىآيند ، محمود بىدرنگ نصر اللّه سلطان « كور » را فرمان داد تا 4000 مرد بردارد و به جلوگيرى آنان بشتابد . اينان چون چهار فرسخ يا بيست ورست ( Verst ) از اصفهان دور شدند بامدادان پگاه به سپاهيان ايران برخوردند و ديدند كه آنان در باغها پراكنده شده‌اند و به خوردن ميوه اشتغال دارند . كور سلطان و مردانش بىدرنگ بر بختياريان حمله بردند و سه هزار تن را به خاك هلاك افكندند و بقيه

--> ( 1 ) - اين گفته صحيح نيست . چه عليمردان خان همين كه زخم او بهبود يافت به قصد خلاصى اصفهان از خرم‌آباد حركت نمود . در راه پيامى نزديك شاه فرستاد و اكيدا خواستار شد كه والى عربستان را ، ( كه البته نه بىجهت وى را به عدم انجام وظيفه فرماندهى متهم مىساخت ) ، معزول سازد و او را ( عليمردان ) بجاى او منصوب نمايد . شاه امتناع ورزيد و عليمردان خان ، كه نتوانست همكارى سرداران ديگر را ، كه در اصفهان بودند ، جلب نمايد ؛ به استخلاص شهر توفيق نيافت . ( ل . ل ) . ( 2 ) - نام وى قاسم خان بود . ( ل . ل ) .