پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

65

سقوط اصفهان ( فارسى )

شدند كه چاره‌يى نيست جز اينكه شهر را از چهار سو در حصار بگيرند و همه راهها را بر آن ببندند تا هيچ آذوقه بدان نرسد ، و ايرانيان دچار قحط و غلا شوند ، تا شايد بدين سان آنان وادار به تسليم گردند ، و اگر از اين راه نتوانند شهر را به تصرف درآورند ، به هيچ صورت ديگر گرفتن آن ممكن نخواهد بود . محمود اين راهنمايى را بپذيرفت ، و فرمان داد تا همهء راهها را بر شهر مسدود سازند ، چنان كه هيچكس نتواند بدرون شهر راه يابد ، و بدينسان ايرانيان را در وضعى سخت دشوار افكنند ، و متعاقب آن قحط و غلا شهر را فرا گرفت . « 1 » 24 - در جريان اين آشفتگىها ، سه نفر از خانها ، يعنى فرج اللّه خان از همدان ، شاهورديخان « 2 » و زنگنه خان با پنج هزار تن سپاهى به طرف اصفهان پيش مىآمدند تا شاه را يارى دهند . جاسوسان محمود وى را بر كماهى اين امر آگاه ساختند . وى نصر اللّه « 3 » سلطان « كور » را فرمان داد تا فورا با چهار هزار مرد

--> در مقابل ، سپاهيان خود را از اصفهان بردارد ، با شاه داخل گفتگو و مذاكره شد . در مقابل اين پيشنهادها محمود نيز پيشنهادهايى كرد كه در نظر شاه و وزيران وى قابل قبول نيامد . ( ل . ل ) . ( 1 ) - اين وقايع همه انتظار مىرفت : چه محمود نتوانست محاصره اصفهان را كامل كند ، و همه راهها را بر آن مسدود سازد ، مگر وقتى كه نه تنها پايگاه محكمى براى خويش در شمال رودخانه زاينده‌رود ، و يا نزديك خود شهر بدست آورد ، بلكه توانست خط محاصره خود را نيز تا به جانب باخترى و شمالى شهر توسعه دهد . البته تا آخر آوريل 1722 ميلادى وى بر انجام همهء اين امور توفيق نيافت . ( ل . ل ) . ( 2 ) - شاهوردى خان برادر عليمردان خان والى لرستان بود . ( ل . ل ) . ( 3 ) - نصر اللّه زردشتى و از سيستان بود و بنام « كور سلطان » شهرت داشت ؛ چه عادت وى آن بود كه يك چشم خويش را ببندد . ( رجوع كنيد به كروزينسكى Krusinski تاريخ انقلاب ايران ، ص 274 ) وى سردارى سخت قابل بود و بىشبهه دليرى و كاردانى او در امور لشگرى سبب شده بود كه با همهء اختلاف مذهبى در نزد افغانان به فرماندهى و سپهسالارى برسد . وى در عين حال مردى خوش قلب و مهربان بود و همواره با ارمنيان خوش رفتارى مىكرد .