پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

52

سقوط اصفهان ( فارسى )

مارس » 1722 ( 1135 ه . ق ) به ورزنه « 1 » ، كه شانزده فرسخ يا 80 ورست ( Verst ) با اصفهان فاصله دارد ، رسيد . « 2 » 6 - سردار ( كذا فى الاصل ) عرب در همان روز چاپارى به نزد شاه به اصفهان فرستاد و او را آگاه ساخت كه : مسلما محمود به طرف اصفهان روان است و بايد اقدامات عاجل به عمل آيد . « 3 » 7 - شاه چون شنيد كه محمود بىشك جلوتر خواهد آمد ، سران و اعاظم دربار خود را فرمان داد تا همهء امرا ( كذا فى الاصل ) ، خانها ، بيك‌ها ، بيك‌زادگان ، قوللر « 4 » و قورچيان « 5 » را كه در دسترس بودند آماده سازند ، و افزود كه : توپها و مهمّات را نيز آماده كنيد ، چه بايد به جلوگيرى افغانها بشتابيد و آنها را از آمدن به اصفهان مانع شويد . [ به اين ترتيب ] 18000 نفر [ سپاهى ] و 24 توپ آماده

--> بودند و به همين جهت محمود با مقاومت چندانى مواجه نشد . ( 1 ) - اين فاصله بنحو تقريب و تخمين ياد شده است چه ورزنه كه دهى بزرگ و بر جانب جنوب شرقى اصفهان افتاده است به خط مستقيم تا اصفهان 64 ميل مسافت دارد . ( ل - ل ) . ( 2 ) - اين امر را Dagregister ، كه در آن حوادث و وقايع روز به روز از اول مارس تا اگوست 1722 ( 1335 ه . ق ) به وسيله رئيس شركت هلندى هند شرقى ثبت شده است تأييد مىكند . ( ل - ل ) . ( 3 ) - نام اين سردار سيد عبد اللّه مشعشع و والى عربستان بود ، و بطورى كه از Dagregister برمىآيد ، وى آن وقت در قميشه ، به فاصلهء دو روز راه در جنوب اصفهان ، توقف داشت . ( ل - ل ) ( 4 ) - قوللر يا غلامان سپاهيانى بودند كه شاه عباس اول ، عمده از گرجيان و ايرانيان ، فراهم آورده بود ، بيشتر به اين قصد كه انحصار قدرت را از دست قورچيان ، تركمانان و سواران طوائف قزلباش خارج كند . ( 5 ) - قورچيان خدمت خود را در دورهء شاه عباس و جانشينان وى ادامه دادند . اين كلمه از لغت مغولى قور گرفته شده است كه به معنى تيردان و تركش است . ( رجوع كنيد به پروفسور مينورسكى در ترجمه تذكرة الملوك ) ص 32 ، ( ل - ل ) .