پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

50

سقوط اصفهان ( فارسى )

پيش رانده‌اند . در نزديكى آن شهر چهار پاشاى ترك با قواى خود جمع شده بودند . آنان با سه تن از پاشايان مصاف دادند و بسيارى از مردان آنها را به خاك هلاكت انداختند و باقى راه فرار پيش گرفتند . با اين همه يكى از پاشايان چندان موقع و مقام خويش را مستحكم ساخته بود كه آنها هر چه كردند در لشگرگاه وى راه نيافتند . « 1 » 4 - تورس « 2 » فرزند جان ( هوانس جلفائى ) « 3 » كه در 3 ، « 14 » اگوست به رشت رسيد ، اظهار داشت من در تفليس بودم كه خبر رسيد چهار پاشاى ترك به تفليس رفته و آنجا را به تصرف خويش درآورده‌اند ، و براى اينكه وختانگ را

--> سخت آتش مزاج و بىپروا و بىرحم و بىوجدان بود . چون با حرارت و تعصب مذهب شيعه را پذيرفته بود ، در سال 1723 ميلادى ( 1135 هجرى ) طهماسب ميرزاى نرم‌خو را واداشت كه وى را به جاى وختانگ به سمت پادشاه كارتلى و والى گرجستان منصوب دارد . همچنان شاه را واداشت تا وى را به فرماندارى كل ايروان معين نمايد و در آنجا هم مردى گرجى و از دين برگشته را به سمت نيابت خويش گماشته بود . ( در اصل كلمه نايب به صورت محرف از عربى آمده است ) . وى سخت با وختانگ مخالف بود ، يكى بر اساس اختلاف خانوادگى و ديگر براى اينكه سوءظن برده بود وختانگ مىخواهد گرجستان را تحت الحمايه روسيان سازد . چون در تشيع سخت متعصب بود ، بسيار با تركان سنى مخالفت مىورزيد ، و اتفاق را بدست آنان نيز شربت هلاكت نوشيد . نسبت به ارمنيان با قساوت و بىرحمى رفتار مىكرد ، و بسيارى از آنان را قتل عام كرد و جاثليق ( Catholcios ) اچميازين را مورد زجر و آزار قرار داد . ( مراجعه كنيد به قسمت 104 و 109 در گزارشهاى گيلاننتز ( ل - ل ) . ( 1 ) - اين شرح درباره كيفيت وقايع حمله تركان بناحيت شمال باخترى ايران ناقص و نارسا است . در ژوئن سال 1732 ميلادى ( 1135 ه . ق ) ، تركان ، با مساعدت وختانگ ، كنستانتين سوم را به تسليم شهر تفليس ، كه در تصرف او آمده بود ، مجبور ساختند . پس بالنتيجه وختانگ به تركان حمله نبرده و آنان را نشگريده است . ( ل - ل ) . ( 2 ) - Thoros ( 3 ) - JohnHovannes