پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )
30
سقوط اصفهان ( فارسى )
و در زير فرمان لازارخاچا طوريان كارهاى او را دنبال مىكنند . « 1 » اين سردار كه به نام لازار كريستفرف « 2 » نيز شهرت دارد ، در قشون روسيان به درجهء سرتيپى رسيد . يكى ديگر از سرداران وطن پرست ارمنى نيز كه در اين فوج خدمت كرده است ، اوانس ( هوانس ) يوزباشى است كه بعدها به فعاليتهاى وى اشارت خواهد رفت . اگر بر اساس گزارشهاى حاضر قضاوت كنيم ، گيلاننتز مردى بىسواد و عامى به نظر نمىآيد ، ولى البته او را تحصيل كرده و عالم هم نمىتوان به حساب آورد . بايد بجز زبان ارمنى چندين زبان ديگر را نيز دانسته باشد و يا بدانها آشنايى داشته باشد . وى ناظرى دقيق و موشكاف بود ، انديشهيى توانا و هوشى سرشار داشت و استعدادى براى حسابگرى و تحليل و تجزيه احوال و امور در او ديده مىشد . دربارهء صفات و خصائل گيلاننتز بايد گفت كه وى مردى پايدار و محكم بوده است كه نمىشد با رشوه او را فريفت . كارگرى مستقيم و دل آگاه بود و كارفرمايى بانفوذ و مؤثر به حساب مىآمد . « 3 » وى يكسره دفاع از استقلال و آزادى ملى را وجههء همت خويش ساخته بود و اتفاقا جان خويش را نيز در اين راه فدا نمود .
--> ( 1 ) - برحسب قول آروتونيان ( كتاب سابق الاشعار ص 213 ) عدهء افراد اين فوج به 600 نفر بالغ گرديد . ( ل - ل ) . ( 2 ) - La zarChristaphorov ( 3 ) - توصيفى كه از اخلاق و خصائل گيلاننتز در اينجا آورديم قسمتى مستفاد از كتاب خود او است ، و قسمت ديگر مبتنى است برنامهاى كه در سال 1715 ميلادى ( 1137 هجرى ) ، دوستى از گيلان به خليفهء بزرگ ، ميناس ، مىنويسد و در ضمن آن مىگويد : « چندين دفعه مسلمانان مقامات عالى و شامخى به وى وعده دادهاند ، تنها به اين شرط كه از خدمت [ براى روسيه ] مستعفى شود ، ولى پطرس اين پيشنهاد را رد كرده است » .