پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )
28
سقوط اصفهان ( فارسى )
مسيحيان ، مخصوصا در ناحيت قفقازيه ، سخت در زحمت و فشار بودند ، و در زير يوغ اسارت ملل ديگر ، نالهء جانخراش از جگر برمىكشيدند و بيرحمانه مورد آزار و تجاوز و زور واقع شده بودند . ناامنى ، قتل و غارت فجيع در دست مسلمانان ظالم بيشتر آنانرا نصيب مىافتاد و از طرف حكومت ايران ، براى جلوگيرى از طوايف متعصب و وحشى ، همچون لزگيان ، كه عادت داشتند بر سر ارمنيان فرو ريزند و دهكدههاى آنانرا در آتش تركتاز خويش بسوزانند ، هيچگونه اقدامى به عمل نمىآمد . در آغاز كار گيلاننتز عدهء كوچكى را در رشت زير فرمان خويش داشت ، كه همچون واحد مستقلى به كار مشغول بود . اطلاعاتى را كه وى مىتوانسته است جمعآورى نمايد و براى خليفهء بزرگ بفرستد بايد براى روسيان ، در طرح نقشههاى آنان ، در قسمتهاى شمالى ايران مفيد افتاده باشد . « 1 » گيلاننتز مىدانست كه رئيس او ، اسقف بزرگ ، سخت با روسيان تماس دارد ، ولى بسيار مشكوك است كه وى كاملا بر حدود مقاصد و روابط خفيه رئيس خويش با آنان وقوف داشته باشد . اينجا به صورت جمله معترضه بايد يادآور شويم ، كه در همان حال كه
--> ( 1 ) - پطر كبير مدتها مشغول طرح نقشههايى براى قسمتهاى شمالى ايران بود . مقاصد او ابتدا صرفا تجارتى و اقتصادى بود ، ولى به مرور زمان چون ضعف و فتور دولت صفوى بيشتر آشكار و واضح شد ، وى اشغال كامل قسمتى از اين كشور را در نظر گرفت ، و براى ايفاء اين مقصود وى نه تنها هيئت سياسى ولينسكى ( Volinsky ) را در سال 1715 ميلادى ( 1126 هجرى ) به ايران فرستاد ، بلكه سرداران لشگرى و مأمورين كنسولى و بازرگانانى را بفرستاد تا وضع گيلان و ساير ايالات شمالى ايران را به وى گزارش دهند . پطر همچنان مقصود و هدف عالىترى در سر داشت كه ساكنان مسيحى اين نواحى را ، كه هيچگاه التماس مساعدت آنان را رد نكرده بود ، زير حمايت خويش قرار دهد . ( ل - ل ) .